الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
83
مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)
28 - همو مىگويد : امام عليه السلام را به بغداد آوردند ، اسحاقبن ابراهيم و تمام سران سپاه از او ديدن كردند . از ابوعبداللَّه محمّدبن احمد حلبى قاضى نقل كرده ، مىگويد : خضربن بزاز كه پيرمرد عفيف و موثقى بود همهء قضاة و مردم او را قبول داشتند نقل كرد كه در خواب ديدم گويى در مدينةالسّلام ( بغداد ) كنار دجله در پهناى پل هستم و مردم اجتماع كردهاند جمعيت زيادى به يكديگر فشار مىآورند مىگويند : بيت اللَّه الحرام ( كعبه ) آمد ! در آن ميان كه ما با اين حال بوديم ، ناگهان ديديم كعبه با همان پرده و حرير و پارچهء نازك بافت مصر ، دارد روى زمين كشيده مىشود و مىآيد ! تا اين كه از طرف غربى پل به طرف شرقى آن عبور كرد و مردم اطراف و مقابل آن طواف مىكردند تا محل سراى خزيمه ؛ جايى كه پس از عبيداللَّهبن عبداللَّهبن طاهر قمى و ابوبكر مفتى خواهر زاده اسماعيل بن بلبل بدركبرا ! طولوى معروف به حمامى مالك آنجا شد او را قطعه قطعه كرد ! پس از چند روزى براى كارى كه داشتم بيرون شدم تا به همان پل ( جسر ) رسيدم ، ديدم مردم اجتماع كردهاند ؛ مىگويند : ابن الرضا از مدينه آمده است من خود او را ديدم كه در همان ماه از جسر عبور كرد سوار بر مركب سالخورده به آرامى راه را مىپيمايد و مردم در مقابل و پشت سر او ، آمد تا اين كه وارد سراى خزيمة بن حازم شد ! دانستم كه تأويل خوابى است كه من ديدم ! سپس از بغداد به سامرا رفت و در آنجا تمام اصحاب متوكّل از او استقبال كردند تا اين كه بر ايشان وارد شد و متوكّل امام عليه السلام را تعظيم و تكريم كرد و به بزرگى او شهادت داد . سپس از آنجا به سرايى منتقل شد