الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

74

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

مردم را به ( امامت خود ) فرا خوانده و بيشتر مردم پيرو او شده‌اند ! و پس از او همسر متوكّل نيز همين را نوشت ، متوكّل ، يحيىبن هرثمه را فرستاد و به همراه وى نامه‌اى مشفقانه به آن حضرت نوشت كه مشتاق ديدن اوست و از او خواست تا نزد وى برود ! و به يحيى دستور داد تا بدان سو حركت كند ! و نامه‌اى جهت اطلاع بريحه نوشت . يحيى وارد مدينه شد ؛ ابتدا به سراغ بريحه رفت و نامهء متوكّل را به او داد سپس با يكديگر سوار بر مركب به خدمت ابوالحسن عليه السلام رفتند و نامهء متوكّل را به او دادند و ضرب الأجل سه روز تعيين كردند ، همين كه سه روز پايان گرفت به سراى آن حضرت بازگشتند ديدند مركبها زين شده و بارها بسته است ، سرانجام امام عليه السلام از كارها فارغ و به سمت عراق بيرون شد ، در حالى كه يحيىبن هرثمه به همراه آن حضرت بود . نقل كرده‌اند در سالى كه متوكّل در آن سال به قتل رسيد ، همين كه روز عيد فطر شد متوكّل دستور داد تا بنى هاشم همگى در حضور آن حضرت با پاى پياده حركت كنند ! و هدفش از اين فرمان آن بود كه ابوالحسن عليه السلام نيز پياده برود ! بنى هاشم پياده حركت كردند و ابوالحسن عليه السلام نيز پياده شده به يكى از دوستانش تكيه داده بود ، بنى هاشم رو به آن حضرت كرده و گفتند : آقا جان ! مگر در اين عالم كسى كه دعايش مستجاب گردد و خداوند ما را به وسيله او از شر اين مرد نگهدارد نيست ؟ ! ابوالحسن عليه السلام فرمود : « در اين عالم كسى هست كه ريزهء ناخنش در نزد خدا عزيزتر از ناقهء ثمود است ؛ وقتى كه آن ناقه را پى كردند بچهء آن ناقه به درگاه خدا فرياد برآورد ، پس خداى سبحان فرمود : « تَمَتَّعُوا فِي