الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

70

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

على بن يقطين سوار بر شتر و بدون درنگ ، رفت تا درِ خانهء ابراهيم رسيد در را كوبيد و گفت : من علي بن يقطينم كسى از داخل خانه گفت : على بن يقطينِ وزير درِ خانهء من چه مىكند ؟ على بن يقطين گفت : اى مرد ! من كار مهمى دارم ! او ابتدا در را باز نكرد ، سپس او را اجازه داد ، همين كه وارد شد ، گفت : ابراهيم ! تا تو از من نگذرى مولا ( امام كاظم ) عليه السلام مرا نمىپذيرد ! ابراهيم گفت : خدا از شما بگذرد ! على بن يقطين رو به ابراهيم جمال كرده و مىگفت : خدايا تو شاهد باش ! سپس على بن يقطين سوار بر شترش و همان شب شتر را درِ خانهء مولى ( امام كاظم ) عليه السلام خواباند و به او اجازه داد ، بر آن حضرت وارد شد و او را پذيرفت . « 1 » 76 - از اسحاق بن ابى عبداللَّه نقل كرده ، مىگويد : موقعى كه امام كاظم عليه السلام از بصره مىآمد همراه او بودم ، در آن ميان كه بيابان‌ها را با خطر تندبادها در مىنورديديم ناگهان گروهى ما را به كشتى منتقل كردند و از آنها سر و صداى جمعى به گوشمان خورد ، امام عليه السلام پرسيد : « چه خبر است ؟ » گفتند : عروسى را نزد همسرش مىبرند ! سپس مقدارى درنگ كرديم ناله و فريادى شنيديم ، امام عليه السلام فرمود : « اين فرياد چيست ؟ » گفتند : عروس را آب فراگرفته و النگويش افتاده است ! فرمود : « اين كار از ناخداى ما به‌خوبى برمىآيد و تنها ناخداى ما ايشان را كافى است » پس امام عليه السلام دست خو را جلوى كشتى گذاشت و سخنِ آرامى گفت و به ناخداى كشتى فرمود : « پائين برو ! » ناخدا از كشتى فرود آمد تا شنا كند ،

--> ( 1 ) - الثاقب : ص 184 .