الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
69
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
احترام از جا برخاستيم و به او سلام داديم و نامهها و آنچه همراه ما بود تقديم كرديم ، نامهاى را بيرون آورد و به ما داد و فرمود : « اين پاسخهاى نامههاى شماست » گفتيم : توشهء ما تمام شده است ، اگر اجازه بفرماييد وارد شهر شويم ! داخل مدينه رفتيم و قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را زيارت كرديم و زاد و توشهء راه تهيه نموديم ، فرمود : « آنچه زاد و توشه همراه داريد ، بدهيد ! » ما هر چه همراه داشتيم بيرون آورديم به او داديم ؛ روى دستش واژگون ساخت و فرمود : « اين مقدار شما را به كوفه مىرساند و اما ( قبر ) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را زيارت كرديد ، من هم ( در آنجا ) با مردم نماز صبح را خواندم و مىخواهم نماز ظهر را ( نيز ) با ايشان بخوانم ! شما در پناه خدا برگرديد ! » . « 1 » 75 - ابراهيم جمّال كه از يكتاپرستان عارف بود ، اذن ورود بر علىّ بن يقطين وزير ( هارون ) را خواست كه او ( على بن يقطين ) از مواليان اهلبيت عليهم السلام بود ، مىگويد : من به حج رفتم و همان سال على بن يقطين هم به حج رفت . در مدينه از امام كاظم عليه السلام اذن ورود خواست امام عليه السلام اجازه نداد روز دوم آمد و عرض كرد : آقاى من ! گناه من چه بود كه راه نداديد ؟ فرمود : « چون برادرت ابراهيم جمّال را راه ندادى من هم تو را راه ندادم ! » . عرض كرد : مولاى من ! مرا در اين موقعيّت به ابراهيم جمّال چه امكانى ! فرمود : « شب كه شد ، به تنهايى قبرستان بقيع برو بدون اينكه كسى از اصحابت تو راببيند ، آنجا سوار بر شترت بهسرعت تا آخر بقيع برو ! » .
--> ( 1 ) - الثاقب : ص 183 .