الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
66
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
زير سؤالهاى آنها نوشته بود . پس از آن شطيطه نوزده روز زنده بود سپس از دنيا رفت ، خدايش بيامرزد ! شيعيان براى نماز بر جنازهء او ازدحام كردند ، من ديدم كه امام كاظم عليه السلام سوار بر شترى آمد و پياده شد و افسار آن را برگرفت و ايستاد با مردم بر جنازهء شطيطه نماز خواند و كنار قبر وى حضور يافت و خاك ( قدم ) امام عليه السلام پراكنده شد . چون از كار شطيطه فارغ شد سوار بر شتر و سر آن را به سمت بيابان برگرداند و فرمود : « به يارانت اطّلاع بده و به ايشان سلام مرا برسان ! و به ايشان بگو : من و امامان ديگر مثل من ، ناگزيريم در هر شهرى كه باشيد بر جنازهء شما حاضر شويم ، بنابراين دربارهء خودتان از خدا بترسيد و اعمال خود را نيكو گردانيد تا براى نجات خودتان و آزادى از آتش جهنم ما را يارى دهيد ! » . ابوجعفر مىگويد : همين كه امام عليه السلام رفت مردم او را شناختند و او را ( از پشت سر ) ديدند درحالى كه شتر دور شده بود ؛ داشت او را مىبرد ، در دلشان سيل غم جارى بود چرا كه نمىتوانستند او را ببينند . در اين داستان دلايل زيادى است كه براى شخص دقيق و متوجه بهعنوان حجت كافى است . « 1 » 71 - همو به اسناد خود از اصبغ بن موسى نقل كرده است ، مىگويد : مردى از شيعيان به همراه من صد دينار خدمت امام كاظم عليه السلام فرستاد و من با خود سرمايهاى داشتم ، همين كه وارد مدينه شدم سراغ آب رفتم ، پولهاى خودم و آن مرد را شستم و روى آنها مقدارى مشك پاشيدم
--> ( 1 ) - الثاقب : ص 173 - 178 .