الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

67

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

سپس پول‌هاى آن مرد را شمردم ديدم نود و نه دينار است ، يك دينار از دينارهاى ديگر خودم را برداشتم و شستم و مشك بر آن پاشيدم ، داخل كيسه‌اى همان‌طور كه بود قرار دادم . پس از آن شبانه بر آن حضرت وارد شدم ، گفتم : فدايت شوم ! همراه من چيزى است كه مىخواهم بدان وسيله به خدا تقرّب جويم ( در راه خدا بدهم ! ) فرمود : « به من بده ! » كيسه را به آن حضرت دادم ، فرمود : « بگشا ! » آن را گشودم ، سپس گفتم : فلانى از محبّان شما چيزى به همراه من براى شما فرستاده است ! چون به آن حضرت دادم و جلويش ريخت ، دينار مرا از بين آنها بيرون آورد سپس فرمود : « او به وزن براى من فرستاده است نه به عدد ! » . « 1 » 72 - از محمّد رافعى نقل كرده است مىگويد : پسر عمويى داشتم به نام حسين بن عبداللَّه . . . « 2 » 73 - از على بن ابى حمزهء بطائرى ( صحيح بطائنى ) نقل كرده ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام روزى از مدينه به قصد زمينى كه داشت بيرون شد من هم همراه آن حضرت رفتم او سوار بر استرى و من سوار بر الاغ خودم بودم مقدارى كه رفتيم به شيرى برخورديم من از ترس سر به زير انداختم ولى امام كاظم عليه السلام بدون توجه به او جلو رفت ! ديدم شير براى آن حضرت كرنش مىكند و آهسته صدا مىكند ، امام كاظم عليه السلام مثل كسى كه به همهمهء او گوش مىدهد ، ايستاد و دست خود را بر پشت استر خود نهاد ، ازآن‌رو ترس زيادى مرا گرفت . سپس شير به سمت كنار جاده منحرف شد و امام عليه السلام رو به سمت قبله

--> ( 1 ) - الثاقب : مخطوط . ( 2 ) - همان : ص 182 . اين حديث با اندك تفاوت لفظى به شمارهء ( 47 ) گذشت - م .