الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

63

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

با شنيدن سخنان امام عليه السلام بر بصيرتم افزوده شد و امر آن حضرت محقّق گشت ! فرمود : « آن كيسه را بده ! » دادم ، بازگرد و دستش را داخل كيسه برد ، درهم شطيطه را برداشت و فرمود : « اين درهم وى مال من است ؟ » گفتم : آرى . پس آن بسته را برداشت و باز كرد و آن تكه پارچه پنبه‌اى كوچك به طول بيست و پنج ذراع را بيرون آورد و به من فرمود : « به شطيطه سلام زيادى از طرف من برسان و بگو : پارچه‌اى كه فرستاده بود داخل كفن‌هاى خود گذاشتم و اين قطعه از كفن‌هاى خودمان را كه پنبه‌اش از قريهء خودمان ( قريهء صيدا ) متعلق به ( مادرمان ) فاطمه عليهما السلام است كه بذر آن را به دست خودش براى كفن فرزندانش كاشته و خواهرم حكيمه دختر امام صادق عليه السلام آن را رشته است و تنها براى كفن خود نگهداشته بودم در كفن خودت قرار ده ! و من هم اين پارچه تو را نگاه مىدارم تا مرده‌هايمان رابا آن كفن كنند ! » . مبلغى پول آوردند ، چهل درهم از آن برداشت ، فرمود : « از من به شطيطه سلام برسان و بگو : تو نوزده شب از زمان ورود ابوجعفر ( به نيشابور ) و رسيدن اين كفن و اين پول‌ها زنده مىمانى شانزده درهم از آن را خرج كن و بيست و چهار درهم را از جانب خودت صدقه و آنچه از جانب خودت لازم است قرار ده ! و من خود بر جنازهء تو نماز مىخوانم ! ( به ابوجعفر فرمود : ) اگر تو مرا در آن موقع ديدى كتمان كن زيرا كه براى حفظ تو بهتر است ! » سپس فرمود : « اكنون اين مهرها را بگشا و ببين آيا من پيش از اينكه پول‌هاى آنها را بياورى جواب مسائل آنها را همان‌طور كه از تو خواسته‌اند ، داده‌ام يا نه ؟ » . مىگويد : مهرها را نگاه كردم ديدم دست نخورده است ، وسط آها را