الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
51
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
50 - از خالد نقل كرده ، مىگويد : با امام عليه السلام در مكه بودم ، فرمود : « از اصحاب شما چه كسى در اينجا هست ؟ » هشت تن را براى ايشان شمردم ، دستور داد چهار تن را بيرون كنند و راجع به چهار تن ديگر چيزى نفرمود ، يك روز بيشتر فاصله نشد ، فرداى آن روز آن چهار نفر مردند و بقيه سالم ماندند . « 1 » 51 - از على بن مغيره نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام در منى زنى را ديد گريه مىكند و كودكانش نيز در اطراف او گريه مىكنند بهخاطر اينكه ماده گاو آنها مرده بود امام عليه السلام نزديك رفت ، فرمود : « يا امة اللَّه چرا گريه مىكنى ؟ » عرض كرد : كودكان يتيمى دارم ، ماده گاوى براى زندگانى خود و كودكانم داشتم كه آن هم مرده است ، من و فرزندانم نااميد ماندهايم و هيچ راه چارهاى هم نداريم . امام عليه السلام فرمود : « اى بندهء خدا مىخواهى آن را زنده كنم ؟ » به او الهام شد كه بگويد : آرى اى بندهء خدا ! راوى مىگويد : امام عليه السلام به گوشهاى رفت و دو ركعت نماز خواند سپس دستهايش را به طرف راست خود بلند كرد و لبهايش را تكان داد ، آنگاه بلند شد و به سمت گاو رفت او را سيخى زد يا با پايش تكانى داد ، گاو روى زمين راست ايستاد ، همين كه چشم آن زن به گاو افتاد كه راست ايستاده است ، فرياد زد : به پروردگار كعبه سوگند اين عيسى بن مريم است ! راوى مىگويد : مردم ازدحام كردند و امام صلّى اللَّه عليه و آله و على آبائه الطّاهرين بين مردم رفت و از ميان آنها گذشت . « 2 » 52 - از سماعة بن مهران نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام
--> ( 1 ) - بصائر الدّرجات : ص 264 . ( 2 ) - همان : ص 272 .