الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
46
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
سپس فرمود : « اى احمد ! آيا مىدانى كجا هستى ؟ » گفتم : خدا و پيامبرش و پسر پيامبرش بهتر مىدانند . فرمود : « اين مسجد كوفه است و اين موضع طشت است » سپس مقدارى رفت و مرا پياده كرد و بيست و چهار ركعت نماز با من خواند سپس فرمود : « احمد ! آيا مىدانى كجا هستى ؟ » گفتم : خدا و رسولش و فرزند رسول خدا بهتر مىداند . فرمود : « اين قبر خليل خدا ابراهيم عليه السلام است » . آنگاه مقدارى راه برد و مرا وارد مكه كرد و من خانهء خدا و چاه زمزم و سقّاخانه را مىشناختم فرمود : « احمد ! آيا مىدانى كجا هستى ؟ » گفتم : خدا و رسول خدا و پسر پيامبر خدا بهتر مىداند فرمود : « اين مكه است و اين زمزم و اين هم سقّاخانه است » . سپس اندكى برد ، وارد مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و قبر آن حضرت كرد و با من بيست و چهار ركعت نماز خواند ، آنگاه فرمود : « آيا مىدانى كجا هستى ؟ » گفتم : خدا و رسول خدا و فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بهتر مىداند . فرمود : « اين مسجد جدّم و قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است » سپس مقدارى راه برد مرا به شعب ابوجبير رساند و فرمود : « احمد ! ميخواهى از نشانههاى امام بر تو بنمايانم ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « اى شب ! بازگرد ! » شب عقب برگشت ، سپس فرمود : « اى روز ! بيا » روز با روشنايى زياد و آفتاب پيش آمد بهحدى كه روشنايى پاكيزهاى بازگشت ما نماز ظهر را خوانديم ، آنگاه فرمود : « اى روز بازگرد و اى شب بيا ! » شب بر ما فرارسيد بهحدى كه نماز مغرب را خوانديم . فرمود : « يا احمد ! آيا ديدى ؟ » گفتم : يابن رسول اللَّه ! مرا همين قدر بس است . پس حركت كرد تا مرا بر كوه محيط به دنيا رساند كه دنيا در نزد