الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

47

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

او مانند بشقابى بود . فرمود : « آيا مىدانى كجا هستى ؟ » گفتم : خدا و رسول خدا و فرزند پيامبرش بهتر مىدانند . فرمود : « اين جبل محيط به دنياست » ناگاه مردمانى را با جامه‌هاى سفيد ديدم ، فرمود : « احمد ! اينها قوم موسى عليه السلام هستند ، به ايشان سلام بده ! » سلام دادم ، آنها جواب سلام مرا دادند . گفتم : يابن رسول اللَّه ! خوابم گرفته است ! فرمود : « مايلى در بستر خودت بخوابى ؟ » گفتم : آرى ، با پايش اندكى جنبيد سپس فرمود : « بخواب ! » ناگاه ديدم داخل خانهء خودم خوابيده‌ام و وضو گرفتم و نماز صبح را در خانه‌ام خواندم . « 1 » 45 - صفار از يعقوب بن ابراهيم بن محمّد بن عبداللَّه بن جعفر بن ابىطالب نقل كرده است مىگويد : از ابراهيم بن وهب شنيدم كه مىگفت : به قصد ديدار امام كاظم عليه السلام در « عريض » بيرون شدم و رفتم تا نزديكى قصر بنى سراة سپس به سمت وادى سرازير شدم ، صدايى را شنيدم ولى صاحب صدا را نديدم ، مىگفت : اى ابوجعفر ! صاحب تو پشت قصر كنار ايوان است ، سلام مرا به او برسان ! دقت كردم كسى را نديدم ، دوباره صدا با همان عبارت آمد و بار سوم همان كار را كرد مو در بدنم لرزيد ، سپس در دشت به سمت پايين سرازير شدم تا وسط راه پشت قصر آمدم و وارد قصر شدم سپس به سمت ايوان طرف خارهاى مغيلان سرازير شدم و بعد به قصد بركهء آب رفتم ، پنجاه مار را ديدم كه از كنار بركه سر بلند كرده‌اند و بعد گوش دادم ، سخنى و برگشتى را شنيدم ، كفشم را به زمين زدم تا صداى پايم را بشنود ، شنيدم امام كاظم عليه السلام

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 173 .