الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

44

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

نامهء كوچكى را كه به تو نوشته بودم و گفتم : نگهدارى كن ! چه كردى ؟ » گفتم : فدايت شوم ! نزد من است . فرمود : « كجاست ؟ » گفتم : در اتاق لباسهايم آن را نگهدارى كرده‌ام و كسى غير از خودم وارد آنجا نمىشود . فرمود : « يا على ! اگر آن را ببينى مىشناسى ؟ » گفتم : آرى به‌خدا سوگند اگر بين هزار نامه باشد آن را جدا مىكنم ! امام عليه السلام با شنيدن سخن من جا نماز را بلند كرد ونامه را درآورد و به من داد ! گفتم : اين نامه در خانه داخل صندوقى ميان قفسهء دربسته بود و اينك هم كليدها ، همراه من است ؛ روزها در حجره‌ام و شبها زير سرم بود ! فرمود : « يا على ! آن را خوب نگهدارى كن ، اگر بدانى چه داخل آن است ، دلتنگ مىشوى ! » گفتم : شما وصف آن را كرديد ديگر بىنياز از نگهدارى آنم ! على مىگويد : چون به كوفه برگشتم ، نامه را به همراه خودم ، داخل لباسم نگهدارى مىكنم ! ابوحمزه مىگويد : در مدت حيات على نامه داخل لباس وى بود ، وقتى كه مرد من و محمّد نامه را باز كرديم ، هيچ هدفى جز ( محتواى ) نامه نداشتيم ولى چون لباس را شكافتم آنجا را كه نامه نگهدارى مىشد ، آن را نيافتيم با عقلمان دانستيم كه نامه همانجايى رفته است كه نوبت اوّل رفته بود ! « 1 » 43 - احمد بن محمّد معروف به غزال مىگويد : با امام كاظم داخل محوطه آن حضرت نشسته بوديم ناگهان گنجشكى جلوى آن حضرت افتاد و داشت فرياد مىكشيد و زياد صدا مىكرد و نگران بود ! فرمود :

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 172 .