الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

36

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

على بن حمزه مىگويد : سال ديگر همان مرد را در مكه ديدم گفت : برادرم با همان وضع پيش از رسيدن به خانواده‌اش از دنيا رفت و به خاك سپرده شد . « 1 » 35 - از على بن حمزه به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : وارد مدينه شدم درحالى كه سخت بيمار بودم و دوستان ما نزد ما مىآمدند ولى من نمىفميدم ، توضيح اينكه يبوست مزاجى بر من عارض شد درنتيجه عقلم را از دست دادم ، اسحاق بن عمّار نقل كرد كه سه روز در مدينه نزد ما بود ، ترديدى نداشت كه هنوز نرفته مرا به خاك مىسپارد و بر جنازهء من نماز مىخواند . او رفت و پس از رفتن اسحاق بهبود يافتم ، به يارانم گفتم : نامه‌هاى مرا باز كنيد و صد درهم از بين آنها بيرون آوريد و در بين دوستانم تقسيم كنيد ، آنها به گفتهء من عمل كردند . امام كاظم عليه السلام كاسهء آبى برايم فرستاده بود ، قاصد گفت : امام كاظم عليه السلام مىفرمايد : اين آب را بخور كه شفاى تو ان شاء اللَّه در آن است ! من هم نوشيدم . شكمم نرم شد و خداوند ناراحتيم را رفع كرد ، پس از آن خدمت امام عليه السلام وارد شدم ، فرمود : « على ! خودت را چه‌طور مىبينى ؟ » عرض كردم : فدايت شوم ! ناراحتى كه در شكمم احساس مىكردم بر طرف شده است . فرمود : « يا على ! اما اجل تو يك بار ديگر رسيده بود ولى تو به خويشاوندان و برادرانت رسيدگى كردى خداوند بار ديگر اجلت را تأخير انداخت » . مىگويد : به قصد مكه بيرون شدم ، اسحاق بن عمار به من پيوست و گفت : به‌خدا سوگند سه روز در مدينه ماندم ، سرگذشت خود را براى من

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 166 .