الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
23
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
گفت : نه بهخدا سوگند امسال خرماى يك درخت را هم نخريدهام ، ماه پنجم نگذشته بود كه خداوند ملخى فرستاد ، تمام آنچه در درختان خرما بود همه را خورد . « 1 » 12 - از عثمان بن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : مردى كنيز خود را به پسرش بخشيد از او فرزندانى به دنيا آمد ، پس از آن كنيز گفت : پدرت پيش از آنكه مرا به تو ببخشد بامن همبستر شده بود ، آن پسر از امام كاظم عليه السلام پرسيد ، امام عليه السلام فرمود : « حرف كنيز را باور نكن ، او فقط از دست بداخلاقى پدرت نفرت داشت » . وقتى كه به كنيز گفتند ، گفت : بهخدا كه راست گفته است ، من فرار نكردم مگر از بدخلقى او . « 2 » 13 - از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم ، گفتم : فدايت شوم ! چگونه مىتوان امام را شناخت ؟ فرمود : « با چند خصلت : اما نخستين خصلت چيزى است كه پدرش دربارهء او گفته باشد و مردم او را بشناسند ، براى مردم مشخص كرده باشد بهطورى كه بر ايشان حجت باشد ، زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم على عليه السلام را بهطور مشخص تعيين كرد و مردم او را شناختند و همينطور امامان را كه مردم آنها را مىشناختند و آنها براى مردم ايشان را تعيين مىكردند بهطورى كه مىشناختند . ديگر اينكه هر چه بپرسند او جواب دهد و سؤال كننده قانع و ساكت شود . و از فردا ( آينده ) خبر دهد و با هر زبانى با مردم سخن بگويد » . پس از آن به من فرمود : « يا ابا محمّد ! پيش از اينكه برخيزى نشانهاى
--> ( 1 ) - قرب الاسناد : ص 145 . ( 2 ) - همان .