الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
76
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
شقيق بن ابراهيم بلخى روايت كرده است ، مىگويد : در سال 149 به قصد عزيمت حج بيرون رفتم و در قادسيه فرود آمدم ، در آن بين كه به آرايش و زيادى جمعيت حاجيان مىنگريستم چشمم به جوانى خوشصورت ، گندمگون افتاد كه روى جامههايش جامهء پشمينهاى داشت ، عبايى به خود پيچيده بود ، جفت نعلين برپا ، تنها نشسته بود . با خود گفتم : اين جوان از صوفيه است ، مىخواهد در بين راه سربار مردم باشد ! بهخدا سوگند بايد سراغ او بروم و سرزنشش كنم ! نزديك او رفتم ، همين كه ديد طرف او مىروم ، فرمود : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » « 1 » سپس مرا واگذاشت و رفت . با خود گفتم : اين كار مهمى است كه از آنچه در دل من بود سخن گفت و مرا به نام صدا زد ، اين شخص بايد بندهاى صالح باشد ، بايد خودم را به او برسانم و از او بخواهم تا مرا عفو كند ! سرعت گرفتم ، در پى او رفتم ولى نرسيدم و از چشم من ناپديد شد . همين كه به « واقصه » رسيديم ، ناگهان ديدم او نماز مىخواند در حالى كه اعضاى بدنش مىلرزد و اشكهايش جارى است با خود گفتم : اين همان همسفر من است ، مىروم و از او حلالبود مىطلبم ! ايستادم تا نشست به سمت او رفتم ، همين كه ديد رو به او مىروم ، فرمود : « يا شقيق ! اين آيه را بخوان : « وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى » « 2 » اين را گفت و مرا واگذاشت و رفت .
--> ( 1 ) - حجرات / 12 : از بسيارى بدگمانىها دورى كنيد كه پارهاى از آنها گناه است . ( 2 ) - طه / 82 : همانا من بسيار آمرزنده كسى هستم كه توبه كند و ايمان آورد و عمل شايسته انجام دهد و سپس هدايت شود .