الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

77

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى)

درخت خرما داشت ، همواره كنار هر درخت خرمايى دو ركعت نماز مىخواند ، و چنان بود كه هر گاه براى نماز بر مىخاست رنگ چهره‌اش عوض مىشد و ايستادنش در نماز همچون ايستادن بندهء ذليلى در برابر پادشاه بزرگى بود . اعضاى بدنش از ترس خداى عزّوجلّ مىلرزيد و همواره نماز را به گونهء نماز وداع مىخواند كه گويى هرگز پس از آن نمازى نمىخواند . روزى نماز مىخواند ، عبا از دوشش افتاد متوجه نشد تا از نماز فارغ شد ، يكى از اصحابش در آن باره پرسيد ، فرمود : « واى بر تو ، آيا مىدانى كه در برابر چه كسى بودم ، همانا از نماز بنده‌اى قبول نمىشود مگر آن مقدارى كه توجه قلبى داشته است » . آن مرد با شنيدن سخن امام عليه السلام گفت : ما هلاك شديم ! فرمود : « هرگز ! خداوند اين كمبود را به وسيله نافله‌ها تكميل مىكند . » . امام عليه السلام همواره در دل تاريكى شب بيرون مىآمد انبانى بر دوش و داخل آن كيسه‌هاى زر و سيم و چه بسا به پشت خود مواد غذايى و يا هيزم حمل مىكرد تا درِ خانه به خانه مستمندان و در مىزد سپس به آن كه پشت در مىآمد ، داد و روى خود را از فقيرى كه مىداد مىپوشاند تا آن حضرت را نشناسد . موقعى كه از دنيا رفت ديدند آن شخص كمك‌رسان ، ديگر نيامد دانستند كه او علي بن حسين عليهما السلام بوده است و چون روى تخت غسل گذاشتند به پشت آن حضرت نگريستند ديدند به مانند كوهان شتر پينه بسته است ؛ در اثر بارهايى كه به پشت مىگرفت و درِ خانه‌هاى تهى دستان و مستمندان مىرساند . روزى از خانه بيرون آمد در حالى كه