الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
51
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى)
مىفرمايد : « بيرون آمدم تا به اين ديوار رسيدم ، پس به آن تكيه دادم ناكاه ديدم مردى با دو جامهء سفيد ، رو در روى من نگاه مىكند ، سپس گفت : اى علي بن حسين ! چه شده است كه من تو را غمگين و محزون مىبينم ؛ آيا به خاطر دنيا غمگينى كه روزى خدا بر نيكوكار و بدكار مىرسد ؟ گفتم : غم من براى اين نيست چنان كه تو مىگويى روزىرسان خداست . گفت : پس غم تو براى آخرت است كه وعدهاى راست است و پادشاه مقتدر در آن حاكم است ؟ گفتم : براى اين هم غمگين نيستم ، چون خدا همان طورى كه مىگويى حاكم عادل است . گفت : پس براى چه غمگينى ؟ گفتم : از فتنه ابن زبير بيمناكم ! آن مرد خنديد سپس گفت : اى علي بن حسين ! آيا هرگز كسى را ديدهاى كه بر خدا توكل كند و خدا او را كفايت نكند ؟ گفتم : نه . گفت : اى علي بن حسين ! آيا كسى را هرگز ديدهاى كه از خدا بترسد و خدا او را نجات نبخشد ؟ گفتم : نه . گفت : آيا كسى را هرگز ديدهاى كه از خدا درخواستى بكند و خدا به او ندهد ؟ گفتم : نه . آن گاه نگاهى كردم كسى را در مقابلم نديدم » . « 1 » 31 - از ابن اسحاق نقل كرده ، مىگويد : در شهر مدينه خانوادهاى چنين و چنان بودند ، روزيشان مىرسيد و محتاج كسى نبودند ؛ نمىدانستند روزى از كجا مىرسد ، همين كه علي بن حسين عليهما السلام از دنيا رفت ، ديگر آن شخص را نديدند . « 2 » 32 - از عمروبن دينار نقل كرده ، مىگويد : چون زمان درگذشت زيدبن اسامةبن زيد فرا رسيد ، شروع كرد به گريه كردن ، علي بن حسين عليهما السلام
--> ( 1 ) - ارشاد : ص 241 . ( 2 ) - همان : ص 242 .