الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
806
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
ششم ، روز جنگ احزاب بود ، كه در آن روز ابوسفيان با جمع قريش و عُيَينةبن حصينبن بدر با مردان قبيلهء غطفان آمدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله سران سپاه و پيروان و دنباله روان آنها را تا روز قيامت لعنت كرد . پرسيدند : يا رسول اللَّه ! آيا در بين پيروان ايشان افراد مؤمن نيستند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب ايشان فرمود : لعنت به مؤمنان از پيروان ايشان نمىرسد ، امّا در بين سران ايشان نه مؤمنى هست و نه كسى كه پذيراى ايمان و اهل نجات باشد ! هفتم ، در يوم الثّنيه ، روزى كه دوازده نفر سر راه را بر پيامبر صلى الله عليه و آله گرفتند كه هفت نفر از ايشان از بنى اميّه و پنج نفر از ساير قبايل قريش بودند « 1 » پس خداى تبارك و تعالى و رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى را كه از ثنيه ( طريق عقبه ) - غير از پيامبر صلى الله عليه و آله - گذشت ، و رانندهء شتر او را و كسى كه مهار شتر او را داشت لعن و نفرين كرد . سپس فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد كه ابوسفيان موقعى كه در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله با عثمان بيعت كردند ، بر او وارد شد و گفت : برادرزاده ! آيا براى ما هم ديدبان و جاسوسى هست ؟ عثمان گفت : خير . ابوسفيان با شنيدن پاسخ عثمان ، گفت : اى جوانان بنى اميّه ! اكنون خلافت را دست به دست بگردانيد ، به كسى كه جان ابوسفيان در
--> ( 1 ) - براى رم دادن شتر پيامبر ( ص ) در محل عقبه كمين كرده بودند ، از جملهء آنهاابوسفيان بود - م .