الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
584
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
چهلوهفت سال بود ، معاويه مخفيانه زهرى را در اختيار جعده دختر اشعثبن قيس همسر حسن عليه السلام قرار داد و به او گفت : اگر او را با اين زهر بكشى صدهزار درهم به تو مىدهم و تو را به ازدواج پسرم يزيد درمىآورم ، پس از اينكه او حسن عليه السلام را زهر داد و از دنيا رفت عليه السلام آن مبلغ را به وى پرداخت ولى او را به همسرى يزيد درنياورد و گفت : ترسيدم كه با پسرم همان كارى را بكند كه با پسر رسولخدا صلى الله عليه و آله كرد . « 1 » 43 - مداينى از جويريه دختر اسماء نقل كرده ، مىگويد : چون حسن عليه السلام از دنيا رفت ، جنازهاش را بيرون آوردند ، مروان نيز زير تابوت او را گرفته بود ، حسين عليه السلام فرمود : امروز جنازهء او را حمل مىكنى در حالى كه ديروز همواره خشم خود را بر او مىچشاندى ؟ مروان گفت : آرى من آن كار را نسبت به كسى مىكردم كه حلم و بردباريش همسنگ كوهها بود ! « 2 » 44 - و نيز از هشامبن عروه نقل كرده ، مىگويد : حسن عليه السلام در هنگام وفاتش فرمود : « مرا كنار قبر رسولخدا صلى الله عليه و آله دفن كنيد مگر اين كه بيم شرى را در آنباره داشته باشيد ! » از اينرو وقتى كه خواستند دفن كنند ، مروانبن حكم گفت : نه ، ممكن نيست ، عثمان در « حش كوكب » دفن مىشود ، و حسن اينجا دفن شود ؟ ! پس بنىهاشم و بنىاميه جمع شدند ، و گروهى به كمك آنها و عدهاى به كمك اينها آمدند و سلاح برآوردند ! در آنميان ابوهريره به مروان گفت : آيا تو حسن را مانع مىشوى
--> ( 1 ) - شرح نهجالبلاغه : 16 / 10 و 11 . ( 2 ) - شرح نهجالبلاغه : 16 / 13 .