الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

520

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

به جانب خود فراخواندند ولى براى او ( زبير ) بىنتيجه بود ! ابوسعيد گفت : عبداللَّه ! اين حرفها را نزن ، زيرا كه على از قريش و از رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ، همان طورى كه تو خود مىدانى ، و چون به سوى خود فراخواند پيروى كردند و در رأس جامعه بود ولى زبير به كارى دعوت كرد كه در رأس آن يك زن بود و چون دو گروه روبرو شدند او شكست خورد و به عقب برگشت و پيش از آنكه حق پيروز شود و طرف آن را بگيرد و يا باطل شكست بخورد و آن را ترك گويد ، پشت كرد و رفت و مردى با او روبرو شد كه اگر او را با عضوى از اعضاى وى مقايسه مىكردند هنوز كوچكتر بود همو گردن وى را زد ، و لباس‌هاى او را از پيكرش به غارت برد و سر او را آورد ! ولى على عليه السلام برحسب معمول همچون پسرعمويش ( پيامبر ) پيشتاز بود ، خدا على را بيامرزد ! ابن زبير پس از شنيدن سخنان ابوسعيد گفت : اى ابوسعيد ! اگر كسى غير از تو اين حرفها را زده بود مىدانست كه چه مىشد ! در جواب گفت : آن كه تو متعرّض او مىشدى ، صورتش را از تو بر مىگرداند ! عايشه از گفتگوى ايشان باخبر شد و روزى ابوسعيد از در منزلش مىگذشت او را صدا زد و گفت : ابوسعيد ! تو به خواهرزادهء من اين طور گفتى ؟ ابوسعيد نگاهى به اطراف كرد و چيزى نديد ، گفت : شيطان تو را مىبيند و تو او را نمىبينى ! عايشه از شنيدن اين سخن ابوسعيد خنديد و گفت : خدا به پدرت