الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

481

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

نجيّه‌فزارى و ظبيان بن عمارهء سيمى بر آن حضرت وارد شدند تا خداحافظى كنند ، پس حسن عليه السلام فرمود : « سپاس خدا را كه فرمان او پيروز و غالب است و اگر تمام مردم جمع شوند و بخواهند تا آنچه بايد بشود ، انجام نگيرد ، هرگز نمىتوانند ! ؟ پس برادرش امام حسين عليه السلام فرمود : من هم ناراضى بودم به خاطر آن كه ديدم بر راه و روش پدرم ، خوش نفس و سازگار بود ، تا اين كه برادرم به من امر فرمود پس او را اطاعت كردم ، در حالى كه گويى بينىام را با تيغها مىبرند ( يعنى بسيار دشوار مىنمود ! ) مسيب پس از شنيدن سخن امام حسين عليه السلام گفت : به خدا سوگند كه اين مطلب بر ما گران نيامد مگر اين كه آنها بهم پيوستند و از شما كاستند ! اما ما سرانجام آنها به هر وسيله‌اى كه بتوانند دوستى ما را خواهند جست ! پس حسين عليه السلام فرمود : مسيب ! ما مىدانيم كه شما ما را دوست مىداريد . آنگاه امام حسن عليه السلام فرمود : من از پدرم شنيدم كه مىگفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم مىفرمود : هر كه گروهى را دوست بدارد با آنهاست . در نهايت مسيّب و ظبيان از آن حضرت خواستند كه برگردد ، فرمود : مرا به بازگشت راهى نيست ، و چون فردا شد حركت كرد و چون به دير هند رسيد ، نگاهى به كوفه كرد و فرمود : از خشونت و