الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

469

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

مىگويد : سپس فرود آمد و وارد قصر مداين شد . « 1 » 41 - حاكم از يوسف‌بن مازن راسبى نقل كرده ، مىگويد : مردى ازجا بلند شد و روبه حسن‌بن على كرد و گفت : اى كسى كه روى مؤمنان را سياه كردى ! حسن عليه السلام در جواب او فرمود : « خدا تو را بيامرزد ! مرا سرزنش نكن كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله در خواب ديد ، بنىاميه يكىيكى روى منبر او سخنرانى مىكنند ، از اين بابت بسيار ناراحت شد ، پس وحى نازل شد : همانا ما كوثر را كه رودى است در بهشت به تو داديم ، و نيز خطاب رسيد : ما آن را در شب قدر به تو نازل كرديم ، آيا مىدانى شب قدر چيست ! شب قدر بهتر از هزارماه است كه بنىاميه سلطه پيدا مىكنند ! پس ما را اين بس است ، بنابراين نه از آن بيشتر و نه كمتر مىشود . » اسناد اين حديث صحيح است و گويندهء اين سخن كه به حسن‌بن على عليهما السلام گفت سفيان‌بن ابى ليلى يكى از اصحاب پدرش ( على ) بود . « 2 » 42 - ابن عساكر ، از عبداللَّه‌بن بريده نقل كرده ، مىگويد : حسن‌بن على عليهما السلام نزد معاويه آمد و معاويه به وى گفت : جايزه‌اى به تو خواهم داد كه پس از تو به كسى نخواهم داد ! مىگويد : پس چها . رصد هزار درهم به وى داد . « 3 » 43 - و همو از مبرّد با اسنادى كه آورده است ، مىگويد : حسن‌بن على عليهما السلام همه‌ساله نزد معاويه مىرفت و معاويه صدهزار درهم به وى مىداد ، و سالى نرفت و معاويه نيز چيزى براى او نفرستاد ، پس قلم و

--> ( 1 ) - تاريخ بغداد : 1 / 139 . ( 2 ) - مستدرك : 3 / 170 . ( 3 ) - شرح حال امام حسن : ص 9 .