الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

468

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

39 - همو از شعبى نقل كرده ، مىگويد : حسن‌بن على عليهما السلام را موقعى كه با معاويه صلح كرده بود ، در نخيله ديدم ، معاويه به او گفت : برخيز و به مردم بگو كه تو اين امر را واگذارده‌اى و آن را به من تسليم كرده‌اى ، پس حسن عليه السلام به پا خاست ، و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود : « اما بعد ، همانا هوشيارترين هوشيار پرهيزگار است و نادان‌ترين نادان تبهكار . و اين امرى كه من با معاويه دربارهء آن اختلاف داشتيم ، يا حق مردى بوده است كه او از من به اين امر سزاوارتر بود ، و يا اين‌كه تنها حق من بود كه من آن را به قصد اصلاح اين امت و حفظ خونشان واگذاردم ، و من نمىدانم شايد آن آزمايشى براى شماست و مايهء بهره‌گيرى از لذايذ اين جهان تا مدتى ! » « 1 » 40 - خطيب بغدادى از قول هلال‌بن خباب نقل كرده ، مىگويد : حسن عليه السلام با سران اصحابش در قصر مداين گرد آمدند ، فرمود : « اى مردم عراق ! اگر خاطر مرا از شما منزجر نسازد جز سه خصلت ، هر آينه بابت آن‌ها از شما منزجر خواهم بود : به شهادت‌رساندن پدرم ، و ضربت‌زدن بر من موقعى كه سوار بر استر بودم و غارت‌كردن اموالم - يا ربودن عبا از شانه‌ام - و به‌راستى كه شما با من بر اين اساس بيعت كرديد كه با هر كه صلح كنم شما هم صلح كنيد و با هر كه بجنگم شما هم بجنگيد ، و من با معاويه صلح كردم ، بنابراين بشنويد و اطاعت كنيد ! »

--> ( 1 ) - حليةالأولياء : 2 / 37 . اين روايت از مجعولات شعبى است كه از مخالفان اهل‌بيت عليهم السلام است .