الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

453

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

بود كه پرچمش را حمل مىكرد تا وارد كوفه شد و به مسجد رفت و از باب‌الفيل وارد شد ، پس مردم اطراف او جمع شدند ! « 1 » 23 - و نيز از عطاءبن سائب از قول پدرش نقل كرده ، مىگويد : در آن‌ميان كه على عليه السلام روى منبر بود ، مردى وارد شد ، عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! خالدبن عرفطه مُرد ! فرمود : نه به خدا سوگند او نمرده است ! ناگاه مرد ديگرى وارد شد ، و گفت : يا اميرالمؤمنين خالدبن عرفطه درگذشت ! فرمود : نه به خدا سوگند كه او نمرده است ، ناگاه مرد ديگرى آمد و گفت : يا اميرالمؤمنين ! خالدبن عرفطه مُرد ! فرمود : نه به خدا سوگند كه او نمرده است و نمىميرد تا وقتى كه از در اين مسجد - يعنى باب‌الفيل - با پرچم ضلالتى كه بر دوش حبيب‌بن عمار دارد ، وارد شود ! مىگويد : پس مردى با شتاب آمد و گفت : يا اميرالمؤمنين ! منم حبيب‌بن عمار ، من شيعهء شما هستم ! فرمود : همان‌طور است كه گفتم . پس خالدبن عرفطه پيشاپيش معاويه آمد درحالى كه حبيب‌بن عمار پرچم او را حمل مىكرد . مالك ازقول اعمش اين حديث را نقل كرد و گفت : صاحب اين خانه - با دست اشاره به خانهء سائب نمود - گفت : من از على شنيدم كه اين سخنان را فرمود ! گويند : چون بين حسن عليه السلام و معاويه صلح پايان گرفت ، معاويه كسى را نزد قيس‌بن سعدبن عباده فرستاد تا او رابه بيعت خويش

--> ( 1 ) - مقاتل آل ابى طالب : ص 46 .