الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
454
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
فراخواند ، پس او را آوردند درحالى كه مردى بلندقامت و سوار بر اسبى تندرو بود ، پاهايش به زمين مىرسيد و در صورتش بستهء مويى نبود و او را خواجهء انصار مىگفتند ! و چون خواستند او را بر معاويه وارد كنند ، گفت : من سوگند ياد كردهام كه او را ملاقات نكنم مگر اينكه بين من و او نيزه و يا شمشير باشد ، سپس معاويه دستور داد نيزه يا شمشيرى را بين او و معاويه گذاشتند تا سوگند او درست شود . « 1 » 24 - همو از ابىمخنف نقل كرده است كه چون حسن عليه السلام با معاويه صلح كرد ، قيسبن سعد با چهارهزار نفر كناره گرفت و از بيعت سرباز زد ، و چون حسن عليه السلام آتشبس و صلح كرد ، قيسبن سعد را وارد كردند تا بيعت كند ! - ابومخنف در حديث خودمى گويد : - قيس روبه حسن عليه السلام كرد گفت : من از بيعت شما آزادم ؟ فرمود : آرى . راوى مىگويد : پس براى قيس صندلى گذاشتند و معاويه نيز بر تخت خود نشست ، پس معاويه به وى گفت : اى قيس آيا بيعت مىكنى ؟ گفت : آرى ! پس دست بر ران خود گذاشت و به سمت معاويه دراز نكرد ! پس معاويه روى تختش چهارزانو نشست و به سمت قيس خم شد بهطورى كه دستش به دست قيس خورد ، ولى قيس دستش را بهطرف او دراز نكرد ! « 2 » 25 - و نيز از اسماعيلبن عبدالرحمان نقل كرده مىگويد : معاويه به حسن عليه السلام - وقتى كه فرمانروايى را به او تسليم كرد - دستور داد خطبه بخواند ، به اين گمان كه او در تنگنا قرار خواهد گرفت !
--> ( 1 ) - مقاتلالطالبيّين : ص 46 . ( 2 ) - همان ، ص 27 .