الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

416

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

پس به سپاهيانش گفت : شما يكى از دو راه را انتخاب كنيد : يا همراه امام عليه السلام پيكار كنيد و يا اين كه با گمراهان بيعت نماييد ! آن‌ها پس از شنيدن سخنان قيس به مبارزه و جنگ با معاويه پرداختند ! معاويه گفت : حسن با من مصالحه مىكند ، پس اين جنگ و كشتار براى چيست ؟ ! مردم عراق دسته دسته از معاويه امان مىخواستند و بر او وارد مىشدند ، در نتيجه امام حسن عليه السلام از نيت‌هاى آن‌ها بيشتر آگاهى يافت ؛ چون معاويه به او نوشته بود و پيشنهاد صلح داده بود و نامه‌هاى ياران آن حضرت را برايش فرستاده بود ، و براى خودش در برابر آن حضرت شرايط و تعهداتى پيشنهاد كرده بود . به اين ترتيب امام حسن عليه السلام از حيله و پنهان‌كارى او اطلاع يافت ! جز اين كه به او پاسخ مثبت دهد هيچ راه چاره‌اى نيافت ، از اين‌رو به امام حسين عليه السلام گفت : « برادرم ! من تو را به خدا مىسپارم ! » و او امتناع ورزيد . امام عليه السلام عبداللَّه‌بن حارث‌بن نوفل‌بن حارث‌بن عبدالمطلب را نزد معاويه فرستاد و به منظور تأكيد و اتمام حجت از او تعهد گرفت تا در بين مردم مطابق كتاب خدا و سنت پيامبرش عمل كند و پس از خود كار خلافت را به شورا واگذارد ، و دشنام و ناسزاگويى به على عليه السلام را ترك گويند ، و شيعيان او در امان باشند و متعرض كسى از آنان نگردند و به هر حقدارى حقش را برسانند و حق آن حضرت را همه‌ساله پنجاه‌هزار درهم كمتر ندهد ! پس معاويه همهء اين‌ها را به گردن گرفت و سوگند خورد كه بر تعهدش وفا كند و عبدالرحمان‌بن حارث ، و عمروبن ابىسليمه و