الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
200
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
- اگر تمام لذّات جهان مرا دهند با عمرى جاويد كه يك ذرّه درد او از من بخرند نفروشم ، درد او بهتر است از دواى ديگران و مردهى او بودن به كه زندهى جهان . - ما اساس كار را نه بر مراد نهادهايم بر نامرادى نهادهايم اگر مراد پيش آيد چيزى است كه به راه باز يافتهايم و اگر نامرادى باشد ، آن خود بر اصل واقع است . - ما بندهايم بنده را بندگى بايد كرد كار خدا خدا داند ، وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ « 1 » ؛ ( پس به زودى آن چه را به شما مىگويم به ياد خواهيد آورد . و كارم را به خدا مىسپارم ؛ خداست كه به [ حال ] بندگان [ خود ] بيناست . ) - هر كس با اين همه جفا كه از جهان مىبيند از پى آن باز نشود و فكر كارى بهتر از آن نكند به دون همّتى و دنائت بر او حكم بايد كرد و رذالت و فرومايگى ؛ هر كه را يك ذرّه همّت داد دست * كرد عالم را از آن يك ذرّه پست - اهل دنيا بىهمّتان و پستانند ، دنيا صد مشت بر دهنشان مىزند آن گاه يك لقمه حلواشان مىدهد از حرص آن يك لقمه حلوا آن همه خوارى قبول مىكنند و با اين رذالت و فرومايگى خود را بزرگان جهان مى دانند ! تف بر اين بزرگى ، بزرگ جهان آن كس است كه از غم جهان آزاد است ، غم و شادى جهان را به پولى نمىخرد و يك جو منّتپذير جهان نيست « اللّهم اجعلنا منهم . » ؛ ( خدايا ما را از ايشان قرار ده . ) - هر چه براى خداست بكن و مترس اگر چه بذل نَفْس باشد و هر چه نه براى خداى كنى مكن اگر چه بذل نَفَسى باشد . - شرم داريد كه با وجود خداى - عزّوجلّ - شما به چيزى ديگر ملتفت باشيد و چيزى ديگر جوييد ملازم آستانه محبّت و عبادت او باشيد و اگر چه جان شما بر سر اين راه رود . - جانى كه از خداى يافتهايد اگر براى خداى برود چه غصّه است خداى به آن احقّ است ، همان بهتر كه در كار خداى رود شما چه مىخواهيد كه از ميان طرفى بربنديد ؟
--> ( 1 ) . سورهى غافر ، آيهى 44 .