الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

38

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)

- وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ « 1 » و هيچ چيز نيست ، مگر آن كه گنجينه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌اى معيّن فرو نمىفرستيم . ديد مجرْد براى ديدار مجرّد ثانياً ، اگر گفته مىشود : خدا را نمىتوان ديد ، منظور با ديد مادّى مراد است نه با ديد باطنى و نور ايمان ؛ زيرا شهود مجرّدى چون حق سبحانه را ديد مجرّد لازم است ، ديد مادّى كجا مىتواند راه به ديدار او داشته باشد ؟ نصوص قرآن و اهل بيت - عليهم‌السّلام - ، اعمّ از احاديث و دعاها نيز بدان مشير است ( نظر به اين كه از اوّل اين كتاب ، شواهدى از آيات و احاديث و دعاها نسبت به هر دو امر فوق آورده شد ، از تكرار آن خوددارى مىشود . ) پس از اين مقدّمه‌ى مختصر ، اگر فرموده شده : « إِنَّكَ تَرى وَ لا تُرى ، وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى » ، معلوم مىشود آن كه در منظر اعلى است ، ممكن نيست ديده نشود ، پس بايد هر ديده‌اى او را ببيند و آن نيست ؛ مگر به ديده‌ى دل و نور ايمان و اگر فرموده شده : « لا تُرى » ، ديد ظاهر مراد است و اگر فرموده شده : « فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى » ، به حساب ظهور دادن و صورت آن دو به ملكوتشان است و اگر فرموده شده : « يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى » ، به حساب احاطه‌ى او به همه اشياء و كمالاتشان است . اين جا است كه بخش چهارم ، معناى خود را از نظر تكوين و غير تكوين و نيز از نظر تشريع پيدا مىكند كه مىفرمايد : ( 657 ) « فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبَّ الْعالَمِينَ ! وَ لَكَ الْحَمْدُ فِى أَعْلى عِلِّيِينَ ، وَ لَكَ الْحَمْدُ فِى الظُّلُماتِ وَ النُّورِ ، وَ لَكَ الْحَمْدُ فِى الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ ، وَ لَكَ

--> ( 1 ) . سوره‌ى حجر ، آيه‌ى 21 .