الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

49

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)

بستگى عالم ملك به عالم ملكوت اگر هر دو جمله‌ى مذكور با لام خوانده شوند : « لِشَىْءٍ » مقصود از آن دو ، بستگى عالم ملك و عالم خلقى به ملكوت و عالم امرى است ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد : - فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ « 1 » پس پاك و منزّه است خدايى كه ملكوت [ و باطن ] هر چيز به دست او است و تنها به سوى او بازمىگرديد . - الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ « 2 » آفتاب و ماه و ستارگان مسخّر امر او هستند . آگاه باشيد كه [ عالم ] خلق و امر از آنِ او است . اما اگر با باء خوانده شوند : « بِشَىْءٍ » منظور از آن بىنياز نبودن همه‌ى اشيا در تمام امور به او سبحانه است ؛ زيرا اسباب و مسببّات از خود چيزى ندارند ، بلكه هر چه دارند ، به او سبحانه دارا هستند و معناى جمله‌ى دوّم همان است كه پيش از اين ذكر شد . ( 354 ) « يا مَنْ مَرَدُّ كُلِّ شَىءٍ إِلَيْهِ ! يا مَنْ مَصِيرُ كُلِّ شَىْءٍ إِلَيْهِ ! » « 3 » اى كسى كه بازگشت هر چيز به سوى تو است ! اى خدايى كه برگشت تمام اشيا به سوى تو است ! بازگشت همه‌ى اشيا به حضرت حقّ اين دو جمله در مقام تثبيت و تعطيل دو جمله‌ى گذشته و گوياى آن است كه وقتى هيچ چيز از حضرت حقّ بىنياز نباشد و بى او سبحانه نتواند بودى داشته باشد ، ناچار

--> ( 1 ) . سوره‌ى يس ، آيه‌ى 83 . ( 2 ) . سوره‌ى اعراف ، آيه‌ى 54 . ( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 167 .