الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
123
نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)
عِبادِهِ الْعُلَماءُ « 1 » ؛ ( ميان بندگان خدا تنها دانشمندان [ واقعى ] از [ عظمت ] او بيم دارند . ) امر بسيار دشوارى است كه هر كس را قدرت نيل به آن نيست و بايد حضرت حق سبحانه خود آن را به انسان ارزانى بدارد . از تعبير « مِنْ خَشْيَتِكَ » برمىآيد كه ترس از عظمت الهى ، داراى مراتب متعدّد و قلّت و كثرت است كه با « مِنْ تَبعيضيّه » نوع خاصّى از آن درخواست شده است . و از همهى جمله استفاده مىشود كه خشيت مىتواند ميان بنده و گناه مانع ايجاد كند و دليل اين مسأله آن است كه ترس از ناهموارىهاى دو جهان - كه ترس از جهنّم نيز از مصاديق آن است - اقتضاى عالم طبيعى بشر است . از اين رو ، گاه انسان جرأت ارتكاب امور نامطلوب را پيدا مىكند و با وجود آن كه مىداند نامطلوب است و از پيامدهاى سوء آن آگاه است ، بدان اقدام مىكند و گاه جرأت انجام آن را پيدا نمىكند . اين خشيت و ترس از عظمت الهى است كه نمىگذارد بنده دچار لغزش گردد ؛ بلكه خوبىهاى خود را هم عصيان مىشمارد ؛ چنان كه در دعاى عرفهى سيّدالشهدا - عليهالسّلام - آمده است : « إِلهِى ! مَنْ كانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِىَ ، فَكَيْفَ لا يَكُونُ مَساويهِ مَساوِىَ ؟ ! » « 2 » معبودا ! كسى كه نيكىهايش بدى باشد ، چگونه بدىهايش بدى نباشد ؟ ! نيز در آن دعا مىخوانيم : « يا مَنْ أَلْبَسَ أَوْلِيائَهُ مَلابِسَ هَيْبَتِهِ ! فَقامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُسْتَغْفِرينَ . » « 3 » اى خدايى كه جامههاى هيبت و بيم از خود را بر تن دوستانت كردى و از اين رو ، در پيشگاهت براى آمرزش خواهى به پا خاستند .
--> ( 1 ) . سورهى فاطر ، آيهى 28 . ( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 . ( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .