السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

90

تفسير هدايت (فارسى)

رفتار كنند ، و آدمى هنگامى به تراز رسيدن به نعمت و اسير آن نشدن و به بادهاى آن تزلزل پيدا نكردن مىرسد كه به خدا و به روز ديگر مؤمن باشد . و آل فرعون از كسانى بودند كه نعمت ايشان را از خود بى خود كرد ، و چون ديدند كه رود نيل با همهء خيرات آن در سرزمين ايشان جريان دارد ، و اقوام ناتوان پيرامون سر انقياد در پيش ايشان فرود آورده‌اند ، و از پاره‌اى دانشهاى تازه در ساختمان و كشاورزى و موميايى كردن مردگان آگاهى دارند ، به گردنكشى در زمين و طغيان پرداختند . [ 12 ] و بدين گونه بر مركب سركشى سوار شدند ، و مخالفان با خود را خاموش كردند ، و به منطق نيرومندى مسلح شدند ، و راه حقه‌بازى و گمراه كردن مردمان را در پيش گرفتند ، و دستگاه سلطنت به صورت مركزى براى هر فاسد مفسد و منافق متملق و زبان‌باز و دروغگو و خودپسند در آمد و از مردمان بريده شد ، / 93 و رحلت نهايى را در آن هنگام آغاز كردند كه قدرت دستگاه حاكم به جاى صلاح فساد و به جاى عدالت ستمگرى را در ميان مردم رواج مىداد . « فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسادَ - پس به زياد كردن فساد در آن پرداختند . » [ 13 ] تا چون پيمانهء فساد لبريز شد ، و بيم دهنده‌اى به رسالت نزد ايشان آمد ، آهنگ كشتن او كردند ، و در اين هنگام عذاب سخت برايشان فرود آمد : « فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ - پس فرو ريخت بر ايشان تازيانهء عذاب . » عذاب به گونه‌اى بر ايشان فرو ريخت كه سيل بر ايشان مىتوانست فرو ريزد ، كه سيل از بلندى فرو مىريزد و گريزگاهى نباشد ، و اثر آن همچون اثر سوزش حاصل از خوردن تازيانه‌اى بود كه گوشت و خون آنان را درهم مىآميخت . گفتند : اعراب عذاب شديد را تازيانه مىناميدند ، و نيز گفته‌اند : اصل معنى « سوط » آميختن چيزى با چيز ديگر است ، و چون عذاب سخت گوشت و خون را درهم مىآميزد ، به نام سوط خوانده شده است . سيد قطب در اين آيه گفته است : اين تعبيرى است كه از گزش عذاب آگاهى مىدهد و با شنيدن لفظ سوط به خاطر مىآيد ، و به فرو ريختن و غرقه كردن