السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

52

تفسير هدايت (فارسى)

است ، و چون علم وى نسبت به آن كامل شد ، آن را از ياد برد به قرين او يعنى دنيا روى آورد . « بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا - بلكه زندگى اين دنيا را بر مىگزينيد . » پس اين طبيعت همهء فرزندان آدم است ، جز آن كسان كه آنها را خدا نگاه داشته ، و نفس خويش را از جاذبهء دنيا بركنده‌اند / 51 و به پرواز در آسمان معرفت پرداخته‌اند . . . و قرآن اين حقيقت را به ياد ما آورد تا بدانيم كه جاى خطر در كار ما كجا است و چگونه ممكن است از آن بپرهيزيم . در حديثى جامع و مأثور از امام سجاد - عليه السلام - آمده است كه چون از او پرسيدند برترين اعمال در نزد خدا كدام است ؟ گفت : « پس از شناختن خداى عز و جل و شناختن رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - هيچ عملى برتر از داشتن بغض و دشمنى با دنيا نيست ، كه اين را شاخه‌هايى است و گناهان را شاخه‌هايى ، پس اولين چيزى كه با آن نافرمانى خدا صورت گرفت ، كبر و خودبزرگبينى معصيت ابليس بود كه از سجده كردن امتناع كرد و تكبر كرد و از كافران شد ، و پس از آن حرص است كه معصيت آدم و حوا - عليهما السلام - بود كه چون خدا به ايشان گفت : « از هر چه مىخواهيد بخوريد و به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد » به گرفتن چيزى پرداختند كه به آن نيازى نداشتند ، و اين به فرزندان ايشان تا روز قيامت انتقال يافت ، چه ، بيشتر آنچه فرزند آدم طلب مىكند چيزى است كه به آن نياز ندارد . سپس حسد است كه معصيت پسر آدم ( قابيل ) بود و بر برادرش رشك برد و او را كشت ، و از اين دوستى زنان و دوستى دنيا و دوستى رياست و دوستى آسايش و دوستى سخن و دوستى برترى و ثروت نتيجه شد كه روى هم هفت خصلت است و همهء آنها برخاستهء از دوستى دنيا است ، و به همين جهت پيامبران و دانشمندان پس از معرفت پيدا كردن به اين امر گفتند : دوستى دنيا سر هر خطا و گناه است ، و دنيا دو دنيا است : يكى دنياى بسنده و كافى ، و ديگرى دنياى لعنت شده و آرزويى كه به