السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
51
تفسير هدايت (فارسى)
بنا بر اين آن كه براى خدا انباز قايل است ، چگونه مىتواند او را بشناسد ، و آن كه قلب او غرق در دوستى دنيا و آرايشهاى آن است ، چگونه مىتواند براى ديدار جمال آفريدگار و نعيم او در جهان ديگر فرصت و فراغت پيدا كند ؟ ! / 50 مگر نگفتهاند كه : دوستى چيزى آدمى را كور و كر مىسازد ؟ نماز در اين جا به معنى هر حالت خشوع در برابر خدا و رسولش و در برابر همهء كسانى است كه رسول خشوع كردن به آنان را فرمان داده است . تسليم تمام در برابر خداوند متعال است و به همين جهت در بعضى از نصها از آن به نماز عيد تعبير شده ، و در بعضى ديگر به صلوات فرستادن بر پيامبر - صلى اللَّه عليه و آله - . آرى ، اين دو مظاهرى از يك حالت است ، پس هر كس به خدا سلام كند به پيامبرش سلام كرده است ، و هر كس نماز عيد گزارد ، پشت سر امامى چنين مىكند كه خدا او را منصوب كرده و پيامبر به پيروى از او فرمان داده است . آيا چنين نيست ؟ از امام صادق - عليه السلام - دربارهء اين گفتهء خداى تعالى : قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى پرسيدند ، گفت : « آن كسى است كه زكات فطر بدهد » ، و چون در خصوص وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى پرسيدند ، گفت : « به صحرا بيرون شد و نماز عيد ( فطر ) گزارد » . « 21 » در حديثى مأثور از امام رضا - عليه السلام - آمده است كه ( در تفسير آيه ) گفت : « هر وقت از پروردگار خود ياد كند ، بر محمد و آلش درود فرستد » . « 22 » [ 16 ] چه چيز مانع آن است كه آدمى پيوسته نام خدا را بر زبان آورد و به او نماز گزارد و دعا كند ؟ آيا خدا نزديكترين چيز به او نيست ؟ آيا بخشندهترين بخشندگان نيست ؟ آيا او را به خود نخوانده و به رسيدن به نعيم خويش ترغيبش نكرده است ؟ چرا ، ولى دوستى دنيا سر هر گناه است ، و دنيا با همهء آرايش و شهوات و فريبها و آرزوهايش براى او حاضر است ، در صورتى كه آخرت از او پنهان
--> ( 21 ) - نور الثقلين / ج 5 ، ص 556 . ( 22 ) - همان جا .