السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
413
تفسير هدايت (فارسى)
« لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ - نه مىزايد و نه زاده شده است . » نه مىزايد بدان سان كه كاينات آفريده ، خواه كثيف و خواه لطيف ، مىزايند و توضيح آن پيش از اين در حديث امام حسين - عليه السلام - گذشت . اين آيه بنياد خرافههاى جاهلى را كه در مذاهب و مبادى مختلف تجسم پيدا كرده است ، ويران مىكند كه بر تصور ولادت موجودات از رحم آفرينندهء آن ، سبحانه و تعالى ، تكيه دارد : بعضى گفتهاند كه آفريدگار از طينت پليدى كه ملازم با او بود ، ناراحت شد / 448 و از آن آفريدگان را آفريد ، و بعضى ديگر چنين گفتهاند كه : ابليس ( يا تاريكى ) بر نور ( يعنى خدا به گمان ايشان ) جست و نور كه مىخواست خود را از آن برهاند ، همچون كسى بود كه در گل فرو رفته باشد ، و از اين تلاش و تداخل نور و ظلمت در يكديگر كاينات به وجود آمد . اين شكل بيان ، در نزد بعضى ديگر بدين صورت در آمد كه : خالق از عرش خود فرود آمد و صورت مخلوقات پيدا كرد ، و به گفتهء بعضى ديگر : خداوند سبحانه و تعالى هستى خويش را فيضان بخشيد و از آن كاينات پديد آمد ، اين عبارات را بدين گونه رفته رفته لطيفتر كردند ولى اساس نظريه تغييرى پيدا نكرد . همهء اين بيانات بر اساس تولد مبتنى است ، و تولد مقتضى تطورى در ذات شىء است كه با تعالى خداوند تعالى منافات دارد . بنا بر اين تفاوتى نمىكند كه ولادت كثيف باشد همچون ولادت ميوه از درخت ، يا لطيف همچون ولادت انديشه از قلب و عقل ، آيا قلب يا عقل چندان تطور پيدا نمىكند كه انديشه از آن بيرون آيد ، به همان گونه كه درخت منفعل مىشود تا ميوه از آن به وجود آيد ؟ هرگز . خالق سبحانه و تعالى كائنات را بدون رنجى يا درمانى يا فعل و انفعالاتى در ذات خود يا تطوراتى به وجود آورده است ، و در همان حين كه تولد چيزى از او نفى مىشود تولد او از چيز ديگر نيز نفى مىشود ، بدان جهت كه آنچه كاهش نمىيابد افزايش هم پيدا نمىكند ، يا مىخواهى بگو : نيازى به افزايش ندارد . نفى ولادت به همهء صورتها و معانى آن ، آفريده را در جايگاه بندگى و