السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
408
تفسير هدايت (فارسى)
اما خرافات جاهليت از گونهء آن كه نيروى ديگرى مستقل از نيروى خالق وجود دارد ، برخاستهء از جهل و نادانى نسبت به خدا است ، و ديگر اين كه بر آفرينندهء كاينات ناتوانى و محدود و مقيد بودن محال است ، پس چگونه ممكن است پروردگار ما ، مثلا ، عاجز از خلاص شدن از شرّ ابليس باشد - تا آن جا كه آفريدگان را آفريد تا از طينت خبيثى كه از ازل با او بود همان ابليس است خلاص شود ؟ ! هرگز چنين نيست . . . خداى متعال آفرينندهء ابليس و مسلط بر او است پس بر ما بنا بر فرمان عقل جايز نيست / 443 كه ابليس را همچون يكى از دو خدا پرستش كنيم . افسانهء نور و ظلمت و اين كه دو خداى قديماند ، و اين كه ظلمت داخل در نور يا نور داخل در ظلمت شد و ، به گفتهء مانويان ، آفريدگان آفريده شدند نيز برخاستهء از نادانى نسبت به خدا و به قدرت بىحدّ و قيد او است ، و چگونه ممكن است پروردگارى كه به قدرت توصيف مىشود ، و قدرت او در كاينات عجيب مشاهده مىشود ، نتواند بر تاريكى مسلط شود ؟ ! او كه نور و ظلمت را به قدرت خود آفريده است ؟ ! نيز از اين گونه است اساطيرى كه در زمينهء پرستش چيزهايى جز خدا وجود داشته و در دينهاى آسمانى نيز داخل شده است ، همچون : اعتقاد به اين كه كاينات را خدايان كوچكى است كه فرزندان خداى بزرگترند و آنان همچون پسران و دختران او به شمار مىروند و بعضى از آنها از بعضى ديگر به او نزديكترند ، و بر مردمان لازم است كه به آنها تقرب پيدا كنند و مجسمههايى از آنها فراهم آورند تا ارواح آنها در اين مجسمهها حلول كند ، و منشأ پرستش بتان از زمان پيدايش تا كنون همين انديشه بوده است . همهء اين اسطورهها و افسانهها برخاستهء از نادانى نسبت به مقام الوهيت و به اين حقيقت است كه آفرينندهء آسمانها و زمين و آنچه در آنها و در ميان آنها است ، ناتوان و محدود نيست ! اگر در او طينتى ابدى وجود مىداشت ، اين يك نيز در مقام پروردگارى