السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
395
تفسير هدايت (فارسى)
پروردگار ما كه نور توحيد و حنفيّت پاكيزه از آن پراكنده مىشود مناسب و شايسته نبود . « وَ تَبَّ - و هلاك و نوميد و زيانكار شد . » گفتهاند كه : كلمهء نخستين نفرين در حق او و آوردن لفظ « يد » اشاره به شخص او است ، و عرب به كنايه براى سخن گفتن از چيزى نام جزئى از آن را بر زبان مىآورد و ، مثلا ، مىگويد : دست بلاها يا دست روزگار و نظاير اينها ، چنان كه شاعر گفته است : و لقد مررت على ديارهم * اطلالها بيد البلاء نهب بر خانههاى ايشان گذشتم * كه بازماندههاى آنها به دست بلا غارت شده بود و اما كلمهء دوم « و تبّ » خبر است ، يعنى ابو لهب فعلا و عملا هلاك شد و / 427 لعنت مورد آرزو بر او قرار گرفت . به نظر من كلمهء نخستين دعايى براى دستاورد فعلى است كه خود آن را كسب كرده ، و كلمهء دوم براى شخص خود او است ، يا اين كه دومى توضيح و تأكيد اولى است ، چه سبب هلاك آدمى چيزى است كه به دست خود آن را كسب مىكند ، پس لعنت متوجه به آن است ، و سپس خود او است كه مسئوليت كارى را كه كرده است بر عهده دارد ، و شايد در آيهء دوم اشارهاى به اين امر آمده باشد . [ 2 ] ابو لهب - همچون ديگر مستكبران و مخالفان - در مواجههء با حق و حقيقت به اموال و امكانات خود متكى است ، ولى در آن هنگام كه وعدهگاه دريافت جزاى عادلانه است ، از اينها كارى ساخته نيست . « ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ - از مال و آنچه كسب كرده بود كارى براى او بر نيامد . » پس نه ثروت توانست در برابر خدا براى او كارى انجام دهد ، و نه آنچه با ثروت و جز آن از مقام و نيرومندى به دست آورده بود براى او سودى داشت . بدين گونه آنچه كسب شده اعم از مال است ، چه مال خود نيز از