السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
394
تفسير هدايت (فارسى)
رفت و بانگ يا صباحاه ! برآورد ، گفتند : اين كيست كه بانگ مىكند ؟ گفتند : محمد است ، پس بر گرد او فراهم آمدند و او به ايشان گفت : « اگر به شما بگويم كه سوارانى در دامنهء اين كوه قرار گرفتهاند ، سخن مرا مىپذيريد ؟ » گفتند : ما از تو دروغ نشنيدهايم ، گفت : « پس بدانيد كه من شما را از عذابى دردناك بيم مىدهم » ، پس ابو لهب گفت كه : هلاك شوى ، ما را فقط براى همين در اين جا جمع كردى ؟ و سپس از جاى برخاست . و بدين گونه عموى پيامبر دشمنترين كس نسبت به او شد و بيش از همه به آزردن او پرداخت ، در حالى كه همگان چنان مىپنداشتند كه او ، به اعتبار عمو بودن و سرور قبيله بودن ، بيش از هر كس پيامبر را مىشناسد . / 426 به همين سبب سورهء كريمه دربارهء او نازل شد تا اين كه ، اولا دامنهء دشمنى او با پيامبر بر مردم آشكار شود و او را آگاه از كارهاى پيامبر خدا ندانند ، بلكه دشمنى كينهتوز و حسود نسبت به او بشناسند و به سخن وى در حق پيامبر اسلام توجهى نكنند ، و ثانيا ، هيچ كس چنان نكند كه خويشاوندى او با پيامبر سبب رهايى وى از عذاب جهنم خواهد شد و از مسئوليتهاى شرعى خواهد گريخت ، و مردم ديدند كه چگونه سورهء كوبندهاى به نام ابو لهب نازل شد كه در حق هيچ يك از دشمنان پيغمبر معاصر با او چنين چيزى شنيده نشد . « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ - بريده باد دو دست ابو لهب ، » گفتهاند كه « تبّت » به معنى هلاك باد يا زيانكار باد يا نوميد باد يا حقير باد يا بريده باد است و بايد گفت كه مقصود از آن معنى جامعى است كه همهء اين معانى را شامل شود . دربارهء كينهء او گفتهاند كه اين جانشين اسم او است ، و آوردن كنيه نه دليل احترام گذاشتن به او بلكه براى نكوهش او بوده است ، بدان سبب كه لهب به معنى شرارههاى آتش است و كسى را چنين توصيف كردن سبب بزرگوارى او نمىشود ، و خدا آن را شررهاى آتش روز قيامت او قرار داده است ، و ديگر اين كه نام او عبد العزّى به معنى بندهء يكى از بتان قريش بود و آوردن آن در كتاب