السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

213

تفسير هدايت (فارسى)

ديگر بعدهاى زندگى ضايع شود ؟ آيا اگر ثروت داشته باشى ، از خوردن و خفتن و ساير ضروريات زندگى خوددارى مىكنى ؟ نه چنين است ، بلكه به همهء آنها توجه دارى و آنها را انجام مىدهى ، بدان سبب كه هر يك از آنها فرصتى از فرصتهاى زندگى تو است . پس چرا خويشتن را در زندان طغيان محبوس مىكنى ، و از خانواده‌ات و خويشانت و ديگر افراد بشر دور مىسازى ، و خود را از بهره‌مند شدن از لذت علم و جمال ادب و شكوه اخلاق ، و حتى از كمالات دين محروم نگاه مىدارى ؟ ! اين آيه تأويل دربارهء ابو جهل شده است كه با مال خود طغيان كرد ، و در آن مىكوشيد تا رسول اللَّه را از نمازش باز دارد ، و معروف است كه ابو جهل يكى از آن مترفان و متنعمان بوده است ، و هر زمانى را طاغيانى است ، و چه بسيار اتفاق افتاده كه پليس نظامهاى فاسد در هنگام نماز محل نمازگزارى را در معرض حمله قرار داده ، و چه بسيار مؤمنان را به خاك و خون كشيده ، و رواقهاى مساجد را با خون صالحان و پاكيزگان رنگين كرده است . [ 8 ] اگر مالى يا علمى يا آبرويى دارى بسيار خوب است ، ولى تو براى آن آفريده شده‌اى كه زمين را آباد كنى ، و آنچه را در كه در آن است براى مصلحت خود مسخر سازى ، و سپس در ضمن اين گونه كارها از لحاظ روحى تكامل پيدا كنى ، ولى اگر به آنچه دارى بس كنى و به آن شادمان شوى ، و بهرهء خود را در سراى ديگر از ياد ببرى ، اين نقصى در وجود تو است ، بدان سبب كه تو را از خيراتى كه برايت آماده شده محروم مىسازد . پرسشى كه پيش مىآيد چنين است : چگونه آدمى از احساس بىنياز بودن مىتواند خلاص شود ؟ مگر قلب آدمى تنگ و سينهء او نيز چنين نيست ، و مگر چنان نيست كه آدمى بىصبر و ناشكيبا آفريده شده : چون دينارى به چنگ آورد ، از شادى به پرواز در مىآيد ، و چون آن را از كف بدهد خشم و غضب او را فرا مىگيرد ! هنگامى انسان توازن خود را باز مىيابد كه آخرت را به خاطر بياورد و به نعمتهاى آن توجه پيدا كند كه قابل مقايسه با آنچه در دنيا است نيست ، و نيز به عذاب بزرگى كه در آخرت براى گروهى از مردمان آماده است ، در اين هنگام