السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

17

تفسير هدايت (فارسى)

« خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ - از آبى جهنده آفريده شد ، » كه از صلب به رحم انتقال يافت تا در جايگاه مطمئن قرار گيرد و به صورت آفريده‌اى ديگر درآيد . شايد كلمهء « من از » در اين جا اشاره به آن است كه اين قطرهء ناچيز ، همه‌اش آن چيزى نيست كه خاستگاه آفرينش بشر است ، بلكه چيزى از آن چنين است ، آرى ، ياختهء واحدى از ميليونها ياخته مبدأ آفرينش اين جهان بزرگى است كه در ساختن آدمى خلاصه شده است ، و چون در زهدان استقرار پيدا مىكند ، به مكيدن خوراك آغاز مىكند تا بر حجم آن افزوده شود و از آن ياخته‌هاى ديگرى با تقسيم به وجود آيد ، و هر ياخته در گوشهء معينى قرار گيرد و خدا از آن / 16 بخش معينى از وجود انسان را به دقت و لطف بسازد و رفته رفته هستى او كامل شود . شايسته است در اين جا به يك يادآورى ايمانى كه بر زبان امام صادق - عليه السلام - در حديث مفصل او با شاگردش مفضّل بن عمر جارى شده است ، اشاره كنيم ، امام مىگويد : « اى مفضّل ! از آفرينش انسان آغاز مىكنيم ، پس از آن عبرت بگير . آغاز آن پيدايش جنين در رحم است كه در ميان سه تاريكى جاى گرفته است : تاريكى شكم ، تاريكى زهدان ، و تاريكى مشيمه ، و چنان است كه نمىتواند هيچ كارى براى به دست آوردن خوراك ، و دور كردن آسيب ، و جلب منفعت و دفع مضرت انجام دهد ، از خون حيض سهمى به او مىرسد كه خوراك او باشد ، به همان گونه كه آب خوراك گياه است ، و پيوسته چنين است تا آفرينش او كامل شود و تنش استحكام پيدا كند ، و پوستش بتواند در كنار هوا قرار گيرد ، و چشمش توانايى رو به رو شدن با روشنى را به دست آورد ، در اين هنگام به آزردن ما در جاى خود مىپردازد و سخت او را به هيجان در مىآورد ، تا از زهدان خارج شود و به دنياى بيرون درآيد ، و چون تولد پيدا كند ، خونى كه تا آن زمان به مصرف خوراك او مىرسيد ، به پستانهاى مادر مىرود و در آن جا به گونهء ديگرى غذا مبدل مىشود كه براى نوزاد از خون سازگارتر است كه در هنگام حاجت از آن بهره‌مند مىشود .