السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
37
تفسير هدايت (فارسى)
وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً و خوراكى گلوگير و عذابى دردناك . » يعنى خورشى كه خوردن و چشيدن و بوييدن آن براى خورندگان گوارا نيست ، بلكه جويدن و فرو بردن آن به سبب عذاب و ناراحتى همراه با آن دشوارى دارد . بيشتر مفسران گفتهاند كه خوراكى خاردار است ، و به قولى شدت زبرى آن علت است . و زمخشرى و رازى آن را از درخت زقّوم دانستهاند ، و سخن صاحب كشاف چنين است : يعنى آنچه آسان به گلو فرو نمىرود ، يعنى خارتر و درخت زقوم . « 57 » از گونههاى عذاب ياد شده در دو آيه ، بر ما مكشوف مىشود كه آنان همچون كيفرى در مقابل تكذيب و ناشكرى ايشان از پروردگارشان در مقابل نعمت و راحت دنيا ، در سراى ديگر زندگيى متناقض با زندگى دنياى خود خواهند داشت . يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ آن روز كه زمين و كوهها به حركت و جنبش در مىآيند . » يعنى سخت مىلرزند و كسانى كه بر آنها زندگى مىكنند مضطرب و پريشان مىشوند ، « 58 » و اين نتيجهاى از هول و هراس آن روز است و از عظمت موقف و دامنه ترسناكى آن حكايت مىكند ؛ پس درباره انسان ضعيف در آن روز كه همراه با زمين و كوهها به لرزش و اضطراب در مىآيد ، چگونه مىانديشى ؟ ناچيزتر از هر مرغى خواهد بود كه در جريان بادى شديد و طوفانى قرار گرفته است كه همه چيز را با خود مىبرد . تصور اين وضع و حضور قلبى در برابر اين حقيقت براى آن كفايت مىكند / 34 كه آدمى به وسيله آن ريشههاى غرور و خودپسندى و اتكاى به قدرت و شخصيت خويش را از جان خود بيرون كشد ، و به شناخت راه رسيدن به خداى خود و قدرت مطلق او توفيق يابد ، پس به او و به رسالتش ايمان آورد ، نه اين كه همچون صاحبان نعمت گرفتار خودبينى شده به تكذيب رسالت الاهى بپردازد .
--> ( 57 ) - رجوع كنيد به الدر المنثور و الكشاف و المجمع و التفسير الكبير و التبيان درباره همين آيه . ( 58 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 380 .