السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
30
تفسير هدايت (فارسى)
همراه با فرمان دادن به ذكر فرمان به تبتّل نيز داده است . وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و منقطع شو به سوى او با انقطاعى كامل . » ابو بصير از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه : « و اما تبتل اشاره كردن با سر انگشت سبّابه است » ؛ « 41 » و زرارة و حمران از ابو جعفر و ابو عبد اللَّه - عليهما السلام - روايت كردهاند كه « تبتل در اين جا به معنى بلند كردن دو دست در نماز است » ؛ « 42 » و از امام كاظم ( ع ) روايت شده است كه « تبتّل عبارت از آن است كه در دعا دو كف دست را بگردانى » . « 43 » گروهى از مفسران اشاره كردهاند كه معنى آن اخلاص در دعا است ، و اشاره كردن به انگشت و بالا نگاه داشتن دو دست و گرداندن كف دستها چيزى جز مظاهر و نمودهايى از آن نيست ، و مثل آن همچون ركوع و سجود و قنوت است ، و ريشه لغوى كلمه نيز ما را به اين معنى راهنمايى مىكند ؛ شيخ الطائفة گفته است : « تبتل انقطاع و بس كردن به عبادت خدا است ، و لذا مريم ( ع ) و فاطمه ( ع ) هر دو به بتول ملقب شدهاند ، از آن روى كه مريم خود را مخصوص عبادت خدا قرار داد ، و فاطمه ( اگر على ( ع ) نمىبود ) بدون همسر باقى مىماند . قولى هم آن است كه : انقطاع به سوى خدا اميد خير داشتن از او است نه از جز او . « 44 » و فخر رازى اضافه كرده است كه : به قولى ، صدقه پاره بريده شده از مال صاحب آن است » . و فرّاء گفت : چون عابدى از هر چيز قطع رابطه كند و تنها به عبادت بپردازد ، تبتل كرده ، يعنى از / 28 هر چيز بريده و به فرمان خدا و فرمانبردارى از او پرداخته است . « 45 » و در الدر المنثور از قتادة در تفسير وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا نقل شده است كه گفت : دعا كردن و عبادت را تنها مخصوص او قرار ده ؛ و مجاهد گفته است كه : سؤال كردن و دعا را خالصانه به خدا مخصوص
--> ( 41 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 450 . ( 42 ) - مجمع البيان ، ج 10 ، ص 379 . ( 43 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 449 . ( 44 ) - التّبيان ، ج 10 ، ص 164 . ( 45 ) - التفسير الكبير ، ج 30 ، ص 178 .