السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

20

تفسير هدايت (فارسى)

/ 19 « وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ - و خدا بىنيازى نمود . » يعنى خداى تعالى چنان مىخواست كه دين خود را به وسيلهء آنان آشكار سازد ، و چون كفر ورزيدند ، بىنيازى خود را از ايشان آشكار ساخت و دين خود را به وسيلهء كسان ديگرى از مردمان و فرشتگان به پيروزى رسانيد ، چنان كه خود او سبحانه و تعالى در جاى ديگرى از قرآن گفته است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ، مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ . معنى استغناء بدين گونه آشكار كردن چيزى است كه خبر از بىنيازى مىدهد ، و اين در پرتو شناختى است كه از پروردگار خودمان داريم ، و آنچه از تحوّل و تبدّل كه در حقّ ما صدق مىكند دربارهء او صادق نيست ، پس پروردگار ما نيازى به ايشان نداشته ولى خواسته است كه با يارى كردن به دين خود از طريق آنان در حق ايشان تفضّل كند و آنان اين تفضّل را رد كرده‌اند ، چه يكى از نعمتهاى خدا بر بندگان خويش آن است كه ايشان را همچون وسيله‌هايى براى انتشار دين خود و يارى رساندن به فرستادگان خويش قرار دهد و به همين سبب از آنان خواستار دعوت يا جهاد يا وام و انفاق و نظاير اينها شده است . . . نه بدان جهت كه نيازى به ايشان داشته باشد ، بلكه تا از اين راه آنان را از لطف و نعمت خويش بهره‌مند سازد . « وَ اللَّهُ غَنِيٌّ - و خدا بىنياز است . » به ذات خود غنى است ، و استغناى خدا از كسى به معنى بريده شدن ريسمان رحمت او از آن كس است ، و همين سبب هلاك شدن كسانى شده است كه پيش از اين كافر شدند ، چه از آنان خواستار وام و انفاق شده و آنان را براى آن به ايمان دعوت كرده بود كه در معرض رحمت او قرار گيرند ، و شايد تأكيد خدا بر غنا و استغناى خودش براى درمان آن دشوارى نفسانى بوده باشد كه مدتهاى دراز مانع آن بود كه به رسالت ايمان آورند و به رسول خدا تسليم شوند كه هنوز همچنين است ، و اين دشوارى احساس بىنيازى از حق از جهتى ، و از سوى ديگر احساس نيازمندى خدا و رسولش به ايشان بوده است ، چنان كه بعضى از ايشان مىگفتند :