السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
17
تفسير هدايت (فارسى)
خداوند بر چيزها . و وجهى ديگر اين كه خداوند ظاهر ( پيدا ) است براى كسى كه او را بخواهد ، و چيزى بر او پوشيده و پنهان نيست ، و براستى او مدبّر هر چيزى است كه مىآفريند . پس كدام « ظاهر » ( و پيدايى ) پيداتر و آشكارتر از خداى تبارك و تعالى است ؟ زيرا به هر جا بنگرى ، صنعت او را مىبينى و در شخص تو نيز از آثار او چندان وجود دارد كه تو را ( از ديگر دلايل خارجى ) بىنياز مىسازد . « ظاهر پيدا » در مورد ما آن است كه براى خود آشكار و به حدّ و تعريف خود معلوم و شناخته باشد . پس ما در اين اسم ( با خداوند ) اشتراك ( لفظى ) داريم و جمع مىشويم ولى در معناى آن اشتراك نداريم و جمع نمىشويم . اما « باطن » به معنى « استبطان » درون شدن در چيزها بدانسان كه به بطن و عمق آن روند نيست . ( اين صفت ) در مورد خداوند به معنى نفوذ آگاهى و حفظ و تدبير او در درون چيزهاست ، چنان كه كسى گويد : ابطنته ، يعنى از درون او خبر يافتم و راز نهانش را دانستم . « باطن » از ديدگاه ما آن است كه در چيزى غايب و پنهان باشد ، پس در اين اسم نيز مشتركيم و در معنى آن متفاوت . » « 7 » از امام صادق ( ع ) شرح و توضيحى براى معنى « قبل و بعد » آمده و گويد : « دانشمندى از دانايان ( يهود ) نزد امير مؤمنان ( ع ) آمد و گفت : اى امير مؤمنان ! پروردگار تو كى بود ؟ به دو گفت : مادرت به عزايت نشيند ! كى نبود تا « كى بود » ( مصداق داشته باشد ) ؟ پروردگار من پيش از پيش ، بى پيشى از خود بود ، و پس از پس ، بى پسى بر خود ( باشد ) و پايان او را پايان و نهايتى نيست ، نهايتها به دو سپرى شود و او خود پايان بخش هر پايانى است » . « 8 » در خطبهاى از امير مؤمنان ( ع ) كه نامهاى خدا را ياد مىكند و در ضمن معانى آنها را بيان مىنمايد چنين آمده است : « آن كه در نخستينى او نهايتى نيست ، و در پسين بودنش حدّ و غايتى
--> ( 7 ) - نور الثقلين ، ج 5 ، ص 234 . ( 8 ) - همان مأخذ ، ص 233 .