السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
15
تفسير هدايت (فارسى)
حالى كه زندگى انسان همواره به دست خداست ، آيا انسان مالك است يا خدا ؟ چگونه كسى كه مالك زندگى خود نيست ، مالك چيزى تواند بود ؟ آيا نه اين است كه انسان به مدد زندگى خود كه به دو امكان جنبش و تصرّف مىدهد ، مالك داراييها مىشود ؟ با توجه بدين نكته كه زندگى و مرگ از برجستهترين نمودارهاى ملك و تسلّط الهى بر آفريدگان است و توانايى خداى تعالى نه تنها در اين باره محدود نيست بلكه قدرتى است مطلق . « وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ - و او بر هر چيزى تواناست . » امّا ما نمىتوانيم هر چيزى و به هر گونهاى كه مىخواهيم در آنچه مالك آنيم بكنيم . [ 3 ] « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ - اوست نخستين و آخرين . » كس مانند او نباشد چه او ازلى است ، و از آنجا كه هستى متأخّر از اوست پس او ، عزّ و جلّ ايجاد كنندهء هستى به صنع خويش است ، اين حقيقت هنگامى كه آفريدگان به ديار نيستى مىروند و تنها ذات والاى او باقى مىماند ، ديگر بار جلوهگر مىشود . از آنجا كه او اوّل است ، پس اوست كه آفريدگان را زندگى بخشيده و به وجود آورده و از آنجا كه او آخر است ، پس اوست كه به قدرت و حكمت خود آفريدگان را مىميراند ، هم چنان كه او پيداست بىپنهان بودن ، و هستى بتمامى نشانههايى است كه ما را به دو راهنمايى مىكند ، زيرا او قاهر ( مسلّط ) فرداست بندگان خود است . « وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ - و پيدا و پنهان . » / 16 پيداست ، با نامها و صفات و جلوهگريهاى خود در هستى ، و اين امر را حواس آدمى درك مىكند و دل و عقل انسان او را مىبيند ، و او به ذات خود كه هيچ يك از آفريدگانش كنه آن ( ذات منزّه ) را در نمىيابند ، نهان ( و نهفته ) است . امّا اين بدان معنى نيست كه از آفريدگان غايب و پنهان است ، بلكه براستى دانش خود را به اعماق هر چيزى مىتاباند و نفوذ مىدهد .