السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

35

تفسير هدايت (فارسى)

تا چنان نشود كه مهمان بخواهد او را از اين كار باز دارد . 28 [ فأوجس ] : در دل پنهان داشتن . 29 [ صرّة ] : بانگ بلند و فرياد ، از صرير به معنى صوت . [ فصكّت ] : دست بر صورت خود كوفت . 34 [ مسوّمة ] : نام و نشان گذارده شده . 39 [ بركنه ] : ركن جايى است كه بدان تكيه و اعتماد مىشود ، و فرعون بر سپاهيان و پادشاهى خود متكى بود . 40 [ اليمّ ] : دريا . [ مليم ] : كارى كرده كه موجب ملامت است . 41 [ الريح العقيم ] : از آن روى باد عقيم و سترون ناميده شده كه از رحمت تهى است و خيرى از آن تولد پيدا نمىكند . 42 [ كالرّميم ] : رميم و پوسيده آن چيزى است كه از خرد شدن سنگ يا ساختمان و جز آن فرو ريزد ، و به قولى هر چيز هلاك شده و كهنه و فرسوده است همچون گياه خشك شده و كاه ، و به قولى استخوان كهنهء كوفته و نرم شده است . 44 [ فعتوا ] : يعنى از پذيرفتن فرمان پروردگارشان ، به سبب ترفع و استكبار خارج شدند .