السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

42

تفسير هدايت (فارسى)

مگر به توبه باز گردند » . « 17 » اين گونه از آزمودن گاه براى انسان از اولى خطر بيشترى دارد ، و ما در تاريخ بشريت ديده‌ايم كه چگونه بسيارى از مردم در برابر تهديد و عذاب ديدن مقاومت مىكنند و با سختى و استقامت در برابر طاغوت مىايستند ، ولى در برابر فريب خود را مىبازند ، و به همين سبب بر انسان واجب است كه از نعمتها به همان گونه حذر كند كه از نقمتها و سخت‌تر از آن ، و بايد بداند كه در زندگى خود تنها وقتى رستگار مىشود كه در هر حال حقيقت بلا و آزمايش را در برابر خود قرار دهد ، و امير المؤمنين عليه السلام گفته است / 45 : « از مستيهاى نعمت بپرهيزيد ، و از سختيهاى عقوبت بترسيد و بگريزيد » ، « 18 » و گفت : « اى مردم ! بايد خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بيند ، چنان كه از كيفر هراسان » . « 19 » [ 34 - 35 ] و پس از اين افكار تمهيدى سياق به بصيرت اساسى در درس منتهى مىشود تا عدالت و جزا را در معرض تأكيد قرار دهد ، و پندارهاى كفار و مشركان را بر اين كه دنيا پايان كار است زشت و ناپسند مىشمارد . إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ * إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى وَ ما نَحْنُ بِمُنْشَرِينَ اينان مىگويند كه * : چيزى پس از مرگ نخستين ما وجود ندارد و ما از قبر مبعوث و برانگيخته نمىشويم . بدان سبب كه آنان به مطالعهء تاريخ نمىپردازند ، و به زندگى با نظرى عينى و موضوعى نگاه نمىكنند ، و گرنه به حكمت آن راهنمايى مىشدند ، و به اين كه قائم بر شالودهء عدل است ، و همين تأكيد بر وجود سراى آخرت است ، و مرگ نخستين همان از دنيا رفتن شخص است كه به نظر ايشان پايان كار است و نشئهء ديگر و زندگى پس از آن وجود ندارد ، چنان كه مىگفتند : إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ نيست اين گيتى مگر همين زندگى اين جهانى ، و ما

--> ( 17 ) - الأعراف / 110 . ( 18 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 151 . ( 19 ) - نهج البلاغة ، كلمات قصار شمارهء 358 .