السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

43

تفسير هدايت (فارسى)

برانگيختنى نيستيم » . « 20 » [ 36 ] و چون منكر بعث و نشور شدند ، در آن كوشيدند تا اين اعتقاد را با طلب كردن چيزى پسنديده جلوه دهند ، پس گفتند : فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر راست مىگوييد ، پدران ما را حاضر كنيد . و اگر خدا هم پدرانشان را زنده مىكرد ، سبب آن نمىشد كه ايمان آورند ، بدان سبب كه آنان براى پسنديده جلوه دادن كفرشان به اين انديشه متشبّث شده بودند ، و اگر اين انديشه به صورت نظرى يا عملى باطل مىشد ، در پى يافتن بهانهء ديگرى بر مىخاستند تا دستاويز ديگرى براى اصرار ايشان بر گمراهى باشد . [ 37 ] و به همين سبب قرآن به آنها اعتنا نمىكند ، مگر ممكن است كه خدا براى پاسخ گفتن به سؤال ناچيزى از مشركان سنّت خود را در جهان تغيير دهد ؟ / 46 هرگز . . . بلكه نظرهاى ايشان را متوجه آيات و نشانه‌هايى مىسازد كه براى هر كس كه خواستار ايمان آوردن به بعث باشد ، راهنماى خوبى شود ، و اين كار را با توجه دادن آنان به طرف انديشيدن در سنّت جزاى حاكم بر جهان از طريق مشاهدهء گواهيهاى آن در تاريخ بر ايشان عرضه مىكند ، و از جملهء اين گواهيها است قوم تبّع و اقوام پيش از ايشان كه چون راه گمراهى و پرداختن به جرم و گناه را برگزيدند ، جزاى خود را دريافت كردند . أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْناهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ آيا آنان بهترند يا قوم تبع و كسانى كه پيش از ايشان بودند و ما آنان را به سبب مجرم و گناهكار بودن هلاك كرديم ؟ تبّع يكى از شاهان صالح يمن بود كه پيرو آثار يكى از اولياى خدا شد ، و در لعنت كردن بر او نهى شده است ، چنان كه از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه

--> ( 20 ) - الأنعام / 29 .