السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
45
تفسير هدايت (فارسى)
چنگ عدالت بگريزد هرگز نمىتواند ، زيرا خداوند غيب و شهود و پنهان و آشكار و حتى نيّتها را مىداند ، و بر انسان واجب است كه حق را بجويد و بدان پايبند باشد ، زيرا تنها اين ، حق جويى است كه نزد خداوند به دو سود مىرساند . و كلمهء « بالحق » اين معنى را مىرساند كه وسيلهها و نتيجههاى حكم ( و داورى خدا ) همه حق است . پس پروردگار ما در تعيين موضوع به حق تكيه مىكند و در تعيين حكم و اجراى آن نيز به حق متّكى است ، امّا ديگران كه ستمگران و مردم نادان در كارشان شركت مىكنند مقياسى درست در زندگى و داورى ندارند و حتى به بخشى از حق برنمىخورند و دست ندارند . « وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ - ولى كسانى كه سواى او به خدايى مىخوانند ، هيچ داورى نتوانند . » و سبب آن افزون بر تكيه كردن آنها به خواهشها و شهوتها در داورى خود ، اين است كه به موضوعهاى حكم احاطهء كامل ندارند ، پس حكمشان مبتنى بر گواهيهاى ظاهرى يا گمانها و تخمينهاست ، امّا خداوند بر همه چيز احاطهء مطلق دارد و اين احاطه حكم او را بر حق و كامل و تامّ مىكند . / 47 « إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ - زيرا خداوند شنواست ، » و به سخن مردم و هر آنچه در ضميرشان مىگذرد احاطه دارد . « الْبَصِيرُ - بينا ، » كه حركات و اقدامات و كردارهاى مردم را مىبيند . در اين آيه اشاره شده است كه از باطل هيچ كارى برنمىآيد . مگر نه اين كه باطل رفتنى و زايل شدنى است ؟ پس شريكان برتراشيده و پندارى كه به باطل حكم مىكنند چيزى نيستند ، چه قدر اين سخن آبدار است و بلاغت تعبير دارد ، آنها - نزد خدا - هيچ داورى نتوانند ، با وجود آن كه گردنكشان از هزاران قانونى دم مىزنند كه وانمود مىكنند با آنها در اختلافات مردم داورى مىكنند ، در حالى كه - بواقع - كار مردم را پيچيدهتر مىسازند و با احكام باطل خود اين اختلافات و مرافعات را بيشتر مىكنند ، و چه خسارت و زيانى به پيروان خود مىزنند !