السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
46
تفسير هدايت (فارسى)
[ 21 ] تحمّل امانت ، مسئوليّت بر دل انسان دشوارتر از كشيدن كوههاى استوار است ، ولى - در عين حال - همين تحمّل امانت تنها راه رستگارى و نجات است ، و قرآن ما را به حجتهاى متعدّد بدين حقيقت رهنمون مىشود كه بارزترين آنها بيان عاقبت اعمال بشر در آخرت است و سياق سوره پيش ازين دربارهء آن سخن گفت . حجّت دوّم بيان عاقبت اعمال بشر در اين دنياست . امّا چگونه بدين مطلب پىبريم ؟ همانا با نگريستن به رويدادهاى تاريخ كه خطاى تكذيب نسبت به حق را آشكار مىسازد و گذشته از آن ضعف انسان را در برابر ارادهء پروردگارش كه در سنّتهاى زندگى جلوهگر است ، مىنماياند . و راستگوترين كتابى از حقايق تاريخ به ما خبر مىدهد - پس از قرآن - آثار گذشتگان بر طبيعت است ، پس ناگزير بايد در زمين به گردش پرداخت و آن آثار را خواند . « أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ / 48 قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ - آيا در زمين سير نمىكنند تا بنگرند عاقبت پيشينيانشان چگونه بوده است ؟ توانايى آنها و آثارى كه در روى زمين پديد آورده بودند از اينان بيش بود . » يعنى نيروى بدنها يا عموم اسباب قوّت و نيرومندى كه نزد آنها گرد آمده بود ، تا آنجا كه از لحاظ عمران مادّى زمين توانستند به جايى برسند كه اقوامى كه قرآن با خطاب خود آنها را در نظر دارد ، بدان سطح نرسيدند . ولى اين نيرو و آن آثار بر پايهاى درست استوار نبود كه آن اقوام را رشد دهد و از هستى آنها نگهبانى كند ، بلكه آن نيرو غرورشان را افزود و آن عمران و آباد سازى كفر و فساد را در ميانشان افزايش داد و آنان را به پشتگرمى اين دو به زيادهروى در معصيت و نافرمانى فراخواند . « فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ - و خدا آنها را فرو گرفت ، » ولى نه به ستم بلكه راستى را ، به حق ، « بِذُنُوبِهِمْ - به ( كيفر ) گناهانشان ، »