السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
44
تفسير هدايت (فارسى)
گفتهء خداى عزّ و جلّ كه گويد : « يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ - نظرهاى دزديده را مىداند » پرسيدم ، پس گفت : « آيا نديدهاى كه كسى به چيزى مىنگرد ولى چنان به نظر مىرسد كه گويى نمىنگرد ؟ اين همان نظر دزديده و خائنة الأعين است » . « 22 » و در تفسير اين آيه آمده است : هنگامى كه پيامبر ( ص ) مكهء مشرّفه را فتح كرد خود بعضى مشركان را مباح شمرد ، و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح از آن جمله بود . عثمان نزد پيامبر ( ص ) آمد تا براى او امان بگيرد و پيامبر ديرى درنگ كرد تا در اين ميان يكى از مؤمنان او را بكشد ، سپس بعد از تكرار درخواست از طرف عثمان به دو امان داد ، و گفت : آيا در ميان شما مردى رشيد نبود كه اين شخص را بكشد ؟ عباد بن بشر گفت : اى پيامبر خدا ، به واقع در تمام آن مدت چشمانم به سوى چشمان تو بود و انتظار داشتم اشارهاى زير چشمى بفرمايى تا من او را بكشم . پيامبر ( ص ) گفت : « پيامبران را خائنة الأعين ( نظر دزديده ) نباشد » . « 23 » اگر در اين آيهء كريم بژرفى دقّت كنيم و از آن پند آموزيم مىتوانيم بذرهاى نفاق و ريشههاى خيانت را از دلهاى خود بزداييم ، زيرا انسان وقتى مراقبت و نگريستن دقيق خدا را بر خويشتن احساس مىكند و / 46 به حقيقت آگاهى و دانش خداى تعالى بر آنچه در قلبش مىگذرد كاملا واقف است ، نفاق و دورويى نمىورزد و خيانت نمىكند و روحيه بىمبالاتى نسبت به گناه او را نمىربايد . « وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ - و هر چه دلها نهان داشتهاند ، » از نيّتهايى كه براى تحقّق آنها مىكوشد كه حتى گاه بر خود انسان نيز پوشيده و پنهان است . [ 20 ] « وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ - خدا به حق داورى مىكند . » داورى او به سبب حكمت او و احاطهء كاملى كه به مورد حكم دارد ، حق است . پس هر چند كسى بكوشد كه علّت تراشى كند و بهانههايى بياورد كه از
--> ( 22 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 517 . ( در تعبير فارسى خائنة الاعين را « چشمك » توان گفت . ) ( 23 ) - همان مأخذ .