السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

19

تفسير هدايت (فارسى)

پروردگار ما دوست دارد و از آن خشنود مىشود . نخستين چيزى كه ما پروردگارمان را بر آن مىستاييم اين است كه براستى او ما را آفريده و آسمانها و زمين را خلق كرده است . « فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ - آفريننده آسمانها و زمين . » الفطر در لغت به معنى شكافتن و از هم جدا شدن است ، و پروردگار ما در سورهء ( الملك ) گويد : « الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ - آن كه هفت آسمان طبقه طبقه را بيافريد . در آفرينش خداى رحمان هيچ خلل و بىنظمى نمىبينى . پس بار ديگر نظر كن ، آيا در آسمان شكافى مىبينى ؟ » . خدا آسمانها و زمين را از هيچ آفريد و آن دو را بىنمونه و الگويى كه از آن پيروى كند يا آفرينشى كه اين را به شكل آن در آورد بساخت . ديوارهء تيرگى محض و عدم مطلق ابدى به اذن خدا از برابر اين آفريدگان بىحدّ و بىشمار شكافت ( و اين همه از نيستى به هستى آمد ) . چنان كه يكى از مفسران گويد شايد اين كلمهء ( فطر ) به معنى ابداع و نوآفرينى و انشاء و به وجود آوردن بدون پيشينه يا ماده‌اى قديم باشد . در اين معنى از امير مؤمنان ( ع ) آمده است كه گفت : « آفرينش را آغاز كرد و آفريدگان را بيكبار پديد آورد ، بى آن كه انديشه‌اى به كار برد ، يا از آزمايشى سودى بردارد ، يا جنبشى پديد آرد يا ( همامه ) پتياره‌اى « 4 » را

--> ( 4 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر شهيدى خ 1 ، ص 3 - مترجم فاضل در تعليقات آورده‌اند : « همامه كه آن را پتياره معنى كرده‌ام واژه‌اى است آرامى ، و با ريشهء « همّ » عربى ارتباطى ندارد . همامه در باور مانويان روح شرّ است . ابو القاسم بلخى در كتاب « المقالات » از ثنويان چنين حكايت كند : نور اعظم در جنگ با تاريكى مضطرب شد ، پس از ذات خود پاره‌اى بيرون آورد كه آن را همامه نام است و آن در نفس خود مضطرب است ؛ پس براى جنگ ، با تاريكى در آميخت . . تاريكى نيز همامه‌اى بيرون كرد و به جنگ او فرستاد » . پس بيان امير مؤمنان ( ع ) « و لا همامة نفس اضطرب فيها » ناظر بر ردّ باور خطاى ثنويان است . - م .